بي اطلاعي از سرنوشت 6 ملوان كشتی ايرانی و غرق شده سياوش
به گزارش «تابناك» در نيمه دي ماه سال جاري یک فروند کشتی باربری به نام سیاوش با شماره ثبت 782 بوشهر و شماره ثبت 8626496 از بندر خرمشهر با تعداد 6 نفر ملوان و کاپیتان که 3 نفر از آنها هندی و 3 نفر دیگر ایرانی بودند، به مقصد كشور قطر حرکت کرد كه به علت باد شدید در 6 مایلی بندر الرویس قطر در تاریخ 95/11/4 غرق شد.
گفته مي شود تمام ملوانان اين كشتي ايراني توسط گشت ساحلی قطر نجات یافتند ولی بلافاصله بازداشت شدند و اکنون شرايط آنها مساعد نيست. اگرچه اين ملوانان ايراني تا كنون چندین بار مورد بازپرسی نيروهاي امنيتي قطر قرار گرفته اند ولي هنوز مسئولان اين كشور تصميمي مبني بر آزادي آنها نگرفته اند.
بررسي ها نشان مي دهد كه بعد از چند روز یکی از اين ملوانان توانست با سفارت ایران در قطر تماس تلفنی برقرار كند و سفیر ايران در قطر در جريان موضوع قرار دهد اما خانواده اين ملوانان ادعا دارند سفارت ايران براي آزادي آنها اقدام قابل ذكري نكرده و آنها نگران سلامت فرزندانشان هستند.
سید هاشم هاشمی فرزند سیدجاسم ( کاپیتان کشتی)، حنظل جراحی غانمی فرزند خمیس و عبدالجبار پورحسون فرزند شبیب اسامي خدمه و كاركنان ايراني كشتي سياوش است كه در زمان غرق شدن كشتي نجات يافتند و توسط گشت ساحلي قطر بازداشت شدند.
يكي از آشنايان افراد بازداشت شده در رابطه با جزئيات اين رخداد به «تابناك» گفت: بار كشتي شامل مواد پتروشيمي و متعلق به شرکت ملي نفت ايران بود كه كاملاً قانوني بارگيري شد و براي آن مجوزهاي لازم هم اخذ شده بود.
اين منبع آگاه اضافه كرد: اگرچه كشتي تجاري سياوش توسط شركت بيمه اميد بيمه شده بود ولي آنها هم در اين رابطه كمك چنداني به ما نمي كنند و تنها گفتند ما به شما يك شركت بيمه همكار در قطر معرفي مي كنيم تا اين موضوع را از طريق آنها پيگيري كنيد. البته آن شركت همكار ادعاي شركت بيمه اميد را رد كرد و مسئول اين شركت قطري گفت، ما با بيمه اميد هيچگونه همكاري نداريم.
وي در مورد ادامه پيگيري ها افزود، با يك شركت هلندي كه در بخش تجارت دريايي فعال است صحبت كرده ايم و قرار است در اين بين نقش ميانجي گري ايفا كند و مسئولان قطري را راضي كند تا آشنايان ما را آزاد كند.
اگرچه ادعاهاي مطرح شده توسط اين منبع آگاه كه خود را از اقوام ملوانان بازداشت شده اعلام مي كند كمي عجيب و غير قابل باور است اما نگاهي به اسناد موجود موضوع را تأييد و البته ماجرا را عجيبت تر مي كند.
اينكه چرا مقامات کنسولی در وزارت امور خارجه و مسئولان وزارت نفت در کنار ساير نهادهاي مرتبط در اين رابطه تا كنون اقدام مشخصي نكرده اند و بنا ندارند خانواده هاي اين ملوانان ايراني را از نگراني خارج كنند، جاي تعجب فراوان دارد.
بي توجهي صورت گرفته در مورد سرنوشت اين ملوانان ايراني اين تصور را ايجاد مي كند كه در كشور ما جان برخي افراد براي مسئولان ارزشي ندارد، حتي اگر مليت ايراني داشته باشند و اسير مقام هاي امنيتي كشورهاي بيگانه باشند.
به نظر مي رسد ضروري است تا دستگاه هاي مسئول در اين ماجرا هر چه سريع تر ورود كنند و با مشخص كردن جزئيات بيشتر از اين حادثه اگر از سوي اين افراد تخلفي هم صورت گرفته است كه مستحق بازداشت باشند، ادامه پيگيري ها را در خاك ايران ادامه دهند.









































