کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

 

«سوسیس» مانند ظاهرش، تاریخِ درازی را پیموده است. آنچه از درازنایِ تاریخ در خصوص سوسیس به دست ما رسیده حاکی از این است که ایرانیان و دیگر مسلمانان، قَرن ها پیش، سوسیس را در فهرست غذایی خود قرار می دادند و حتّی مراکزی برای عرضه و طَبخ آن در شهرها بر پا بوده است.

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

نامواژه شناسی «سوسیس» در ادبیّات فارسی

آنچه امروزه در زبان فارسی به آن «سوسیس» می گوییم با تاریخ و فرهنگ ما بیگانه است، اصل این لغت؛ کلمه فرانسوی (Saucisse) با تلفّظ(سوسیس) است که به لغتِ انگلیسی (sausage) (سوسِیج)و به زبان لهستانی (Kiełbasa ) (کیلباسا) گفته می شود.

در نَظم و نَثر و به طور کلّی آثار ادبی و تاریخی ایرانیان از «سوسیس» با اسامی مختلفی همچون: نَکانَک، نَکانَه، لَکانَه،لَکامَه،َنقانَق،لُقانَق، جِگر آکند، جگر آگنده، جگر آغَند،آگنج ،آگنچ، آکنج، چَرغَندَه ،چَرغَند،جَرغند، شاه لوت، اُکامَه، کاشاک،گدَک ،کَدَک، زُنّاج، چَرب رود، چَرب روده، زَوَنج،رَوَنج، زَویج ،زَویش،زیچَک، اروَنج ،سُختو،مَبا،مَبار، مومبار، جُهودانه، عَصیب، وَلوالی و ... نام بُرده و یاد شده است.

ظاهرا این تنوّعِ نام ها بر اساس زبان ها و گویش های مختلف و چه بَسا نوع مواد و محتویات داخل سوسیس ها و به عبارتی اختلاف در طرز تهیّه آن ها در نقاط مختلف ایران زمین بوده است.

یکی از واژه های اصیل و کُهن ایرانی برای سوسیس، «نَکانَک» یا «نَکانَه» است که به زبان عربی نیز راه یافته و از واژهای به اصطلاح«دَخیل» آن زبان به شمار می رود و در آن زبان به شکل و هیئتِ «نَقانَق» درآمده و امروزه نیز این واژه مصطلح است. در برخی متونِ عربی برای سوسیس، واژه «لُقانَق» هم ثبت شده که در بخش «اشعار» به آن اشاره خواهیم نمود.

از استعمال لفظ «نَقانَق» در میان عرب ها چه بسا بتوان فهمید به احتمال زیاد «سوسیس» و طرز تهیّه مخصوصِ آن از فرهنگ آشپزی ایرانیان به فرهنگ عرب ها نُفوذ کرده باشد یا اگر این گونه نیز نباشد لا اقل نام آن تحت تاثیر و نفوذِ ایرانیان وارد فرهنگ و ادبیّاتِ ایشان شده است.

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

در کتابِ کُهن «تاریخ سیستان» از مولّفی ناشناخته در قرن پنجم هجری (حدود هزار سال) پیش که به زبان فارسی نگاشته شده، در دو جا به نامواژه «نَکانَک» (سوسیس) اشاره شده و یکی از آن اشاره ها، مورد زیر است؛
«[یعقوب] روزى از شكار هَمى آمد، پيرزنى ديد و(که) چيزى اندر بَغَل گرفته، گفتا: زالا(ای پیرزن) چه دارى؟ گفت: نَكانَك‏(سوسیس) ...» [1]

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

شایان ذکر است علاوه در نَثرهای کُهن در اشعار فارسی نیز به «سوسیس» به دَفعات پرداخته اند که در مباحث بعدی بِدان اشاراتی گذرا خواهیم نمود.

طرز تهیّه سوسیس در تاریخ

با اندکی تَامّل در صفحات تاریخی و ادبی، چنان که پیشتر نیز بیان شد، درمی یابیم که در طرز تهیّه سوسیس در روزگاران گذشته ـ البتّه از نظر مصالح و مواد تشکیل دهنده و واژه های آن ـ اختلاف وجود داشته و آنچه کُلّیّت و اشتراک دارد، درست کردن غلافِ سوسیس از «روده گوسفند» است. از این رهگذر، به موارد مختلف طرز تهیّه «سوسیس» در فرهنگ و ادب ما توجّه نمایید.

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

(1) «روده های گوسفند» که با «گوشت» و «پیه» (چربی) پُر کرده قاق کنند (خشک جهت بِریان و کباب کردن) و در وقت حاجت (نیاز، گرسنگی) پَزَند و خورند.[2] 
(2) «شُش» با «روده ها » دَرپیچیده و بِریان کرده.[3] 
(3)یک نوع طعام (غذا)که از «روده» آکنده(انباشته شده) از «شُش» و «دل» ترتیب دهند.(مُهیّا کنند.)[4]
(4) «روده گوسفند» که آن را از «گوشت» و «برنج» و مَصالح( مواد مختلف غذایی و ادویه ها) پُر کنند و پَزَند.[5]
(5) «روده گوسفند» یا « بُز» که با «برنج» و «قِیمه» (گوشت ریز ریز کرده) آغَنده ( سَرشار و آکنده) بِپزند.[6]
(6) «روده گوسفند» که آن را با «گوشت» و «نُخود» و «مصالح»(مواد غذایی و ادویه) پُر کرده و پُخته باشند.[7]
(7) روده ای که بر آن چربی نباشد و اندرون آن به «گوشت» و «آرد» و «دُنبه» پُر کنند و به «زَعفران» زرد کرده در روغن، بِریان کنند و بخورند.[8]
(8) «روده ها» که با «پیه» (چربی) دَر هم پیچند و بِریان کنند.[9]
(9) «روده گوسفند» با «مصالح» پُر کرده و «خُشک » نموده که در وقت حاجت (نیاز و گرسنگی) پُخته خورند.[10]
(10) «روده گوسفند» که «دُنبه» و «برنج» را با هم کوفته (کوبیده) در میان آن پُر کرده با «روغن» بِریان کرده باشند.[11]
(11) تکّه‌های پاک‌کرده «روده گوسفند» که با «گوشت» و «جگر» و «چربی» پُر کرده و پُخته باشند.[12]
(12) عَصیب و روده و مانند آن بود که فراهم نوردَند گِرد یا دراز.[13]

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

نکته: در طرز تهیّه تاریخیِ سوسیس، دو چیز کُلّیت و اشتراک دارد؛ یکی روده گوسفند و دیگری جگر. استفاده از الفاظی چون: «جگر آکند» و «چَرغَندَه» از نام های «سوسیس» به معنای «چیزی که سرشار از جگر» است، درمی یابیم بخش عمده سوسیس ها در قدیم به احتمال زیاد از جگر ریز ریز و کوبیده گوسفند تهیّه و طبخ می شده است.

بازمانده ای از سوسیس های کُهن و تاریخیِ منقرض شده

ظاهرا امروزه این «جَغور بَغور» و «جیز ویز»هایی که در بازار است و دیگر حالت دراز و سوسیسی شکل ندارند باقی مانده آن سوسیس های کُهن و انقراض یافته اَعصار گذشته است؛ چنان که مرحوم «دهخدا» در این فَقره نوشته است: «امروز خُرده «جگر» و «شُش» و «گُرده» (قُلوه ) و «دل» با «پیاز» در «روغن» سرخ کرده با بوی افزارهای(ادویّه ها) چند که گاه کمی «سرکه» نیز چاشنی آن کنند و آن را «قَلیَه پَتی» و «جیز ویز» و «جَغوربَغور» نامند.»[14]

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!


اَشعار مختصّ سوسیس یا مرتبط با آن

سَرنخ های فراوانی از اشعار فارسی در مورد «سوسیس» یا مرتبط با آن حتّی با قدمت های بیش از هزار سال در ادبیّات فارسی به چشم می خورد که در این فرصت به جهت عدم تَطویل، تنها به چند نمونه اشاره می شود؛

(1)ناصر خسرو قُبادیانی(متوفّای481 ق.) با لفظ «لَکانَه»(سوسیس) چنین سُروده است:
چو خَر بی خَبَر زانی اکنون که آنگه 
به مُزد دبستان خریدی، لَکانَه[15]

(2) شاعری دیگر با با لفظ«مَبا» به معنی(سوسیس) سُروده است:
روده گَند(عفونی) را کُنند مَبا
بُود آن نیز روزیِ(رزق) غُرَبا [16]

(3) «عبدالرّحمن جامی» نیز از شاعران قرن نُهم هجری در مورد سوسیس نیز با دو لفظ «چَرب رود» و «چَرب روده» این شعرِ طنز را سروده است:
عربی را که بود ساکن بَرّ(بیابان)/ جانب(به طرف) «رِی» فِتاد رَای(عَزم و قصد) سفر/ دید پیش دکّانچه طبّاخ(آشپز) / چرب روده(سوسیس) ، نَفیر(فریاد) زد گُستاخ/ متعجّب که «یا عَجَم ماذا»(ای ایرانی ها این چیست؟)/ «خُذ فُلوساً و اعطِنی هذا»( بگیر این پول را و به من یک دانه سوسیس بده!)/ عجم(مرد ایرانی) از وِی گرفت فَلس (پول) و نهاد/ یک بِدَستی(یک وجب) از آن(سوسیس) به دستش داد/ عرب از بیم دستبرد دَغَل(دزد) / استوارش(محکم) نهفت(قرار داد) زیر بَغَل/ ناگهان در میان شور و غُلُوّ/ چَرب رود(سوسیس) از کَفَش(دستش) فِتاده فرو/چون ز نامش نداشت مسکین بَهر/ تا سراغش کند ز مردم شَهر/ بغل از خور(غذا و خوراک) تهی(خالی) و کیسه ز دانگ(پول)/ خَرزَه بر کَف(دست) نهاد و می زد بانگ/ «ایّها المُسلِمون بِبَلدَه ری»(ای مسلمانان شهر ری)/ «هَل وَجَدتم بِمثل هذا شَی»(آیا شما مثل این چیز را دریافته اید؟)[17] 
به غیر از ادب پارسی، در ادبیّات عرب نیز از «سوسیس» یاد شده و در مَدح و مَنقَبَتش اشعاری سروده شده است. چنان که گفتیم عرب ها این واژه را از «نَکانَک» فارسی اخذ کرده اند و به آن «نَقانَق» می گویند و برخی لهجه های عربی «لُقانَق» نیز گفته اند. در شعر زیر در مدحِ «سوسیس» با همین لفظ «لُقانَق» در قُرون گذشته چنین سروده شده است:

إن كنت تهوى اليوم اكل اللُّقانق فبادر إلى أمثال جيد الغُرانق

اگر امروز تو اشتها به خوردنِ «سوسیس» داری/ پس به چیزهایی شبیه گردن های جوانان زیبا توجّه کن!

إلى جامع اللّذّات طيبا و جودة قضى حقّه طاه بصنعة حاذق‏
و توجّه کن به لذّت های کاملِ پاک و نیکو/ که آشپز وارد و استاد کار به صورت ماهرانه حقّ آن را ادا کرده است.

تراه على السّفّود عند صلائه‏ كزنجيّة زينت بحلى المخانق‏
سوسیس را بر روى سيخ[چوبی یا فلزّی]، هنگام بریان کردن می بینی/ همچون یک زن [سیاهپوست] اهل زَنگبار که با گردن بندهایی زینت داده شده است. [شاعر،مایع و ترشّحات گوشت را به هنگام بِریان شدنِ سوسیس به زن سیاهپوست زَنگباری و زیورِ گردن بند او تشبیه کرده است]

فبعض تدلّى كالوشاح و بعضه‏ منوط عليه فى محلّ المناطق
بعضى از آن ها [یعنی مایع ِگوشت سوسیس در اثر حرارت و پُخته شدن] همچون گردن بندی آويزان و بعضى به آن سیخ ها بسته است.

فأنجح لقيت الخير فى حاجة امرئ‏ وفىّ بشرط الودّ غير مماذق[18]‏
پس قبول کن و خدا خیرت دهد در نیاز شخصی که/ وفادار به شرطِ دوست داشتن و محبّت بدون ریا است.

تفاوت سوسیس هایِ ایرانیِ امروزی با نمونه های خارجی

غیر از بحث ذِبح شرعی، سوسیس های امروزی در ایران بر خِلاف آنچه در تاریخ و فرهنگ ما بوده داخل در روده گوسفند درست نمی شود بلکه لایه خارجی آن ها الان به جای « روده»، برای ارزان تر شدن، «پلاستیک» یا «کُلاژِن» یا «سِلولُز» است در حالی که در اروپا مانند سوسیس های تاریخی که یاد شد، هنوز سوسیس را داخل در روده گوسفند تهیّه می کنند و بر عکس در ایران روده فراوری شده گوسفند را برای درست کردن غلاف و پوشش سوسیس به اروپاییان صادر می کنیم.

کیفیّتِ «سوسیس» در زمانِ سَعدی و حافظ!

کیفیّت سوسیس در زمانِ سعدی و حافظ

کتاب ارزشمند و متفاوتی با عنوان «مَعالِم القربه فی اَحکام الحِسبه» از شخصی به نام «ابن اِخوَه» یا «ابن اُخُوَّه»(628 ق. -729 ق.)در دسترس است که نویسنده اش در زمان خویش «مُحتَسِب» سخت گیر و با دانشی بوده است. شغل او را در مقام مُحتَسب، الان در چند شغل مجزّایِ امروزی مانند: اصناف، تعزیرات، استاندارد،بهداشت، اماکن و غیره می توان تقسیم نمود.

از کتاب او به خوبی نمایان است که وی شخصی دقیق و استاد در کار خود بوده است و به مشاغل مختلف و فنون متفاوت آن ها مانند: پنبه فروش، رَنگرز، پزشک، قاضی، شِکسته بَند، کاه فروش و ... اِشراف و آگاهی کامل داشته و راه های کم کاری و تقلّب های آن ها را به نیکی و درستی می دانسته است. از این روی، کتاب او با افتخار گنجینه ای ناب در این زمینه محسوب می شود که از لابلای قرون و اعصار به ما ارث رسیده است.

محلّ ولادت او و همین طور محلّ اشتغال او در مقام یک مُحتسب به طور دقیق مشخّص نیست ولی برخی احتمال داده اند که «مصر» بوده است.

با توجّه به این که ابن اِخوَه در قرن هفتم و هشتم هجری می زیسته و در کتاب خود راجع به کیفیّت و نظارت بر صِنف سوسیس پَزان در آن دوران صحبت کرده و از سوی دیگر قرن هفتم و هشتم هجری (هفتصد، هشتصد سال پیش) برای ما ایرانی ها همیشه تَداعی کننده دو ستاره درخشان ادبیّات فارسی، یعنی جنابان سعدی و حافظ شیرازی است به همین منظور و به جهتِ تقریبِ ذهنِ خوانندگان ـ تأکید می کنم به طور تَخمینی و تَقریبی ـ به «کیفیّت سوسیس در زمانِ سعدی و حافظ» از قول ابن اِخوَه می پردازیم.

نویسنده از لفظ «نَقانَق» برای سوسیس در این متن استفاده نموده و به رَغم این که متن اِبن اِخوَه از مَنظَر و نگاه مُحتَسب شهر نگاشته و پرداخته شده است ولی از سویی آموزش و طرزِ تهیّه سوسیس در آن اَزمان و روزگاران را نیز برای مشخّص و معلوم می کند.

او در این زمینه در باب چهاردهم کتاب خود نوشته است: «بِجا و پسندیده است که مکان های سوسیس پَزان نزدیک محلّ کار مُحتَسب باشد.مُحتسب باید آن ها را وادار کند که در حضور او سوسیس ها را درست کنند زیرا این جماعتِ سوسیس پَز، تقلّب و دَغلکاری زیادی در این کار می کنند. مُحتسب باید ایشان را به تمیز کردن،خوب بودن و چاق و فَربِه بودن گوشت امر کند و گوشت مصرفی نیز باید گوشتِ گوسفند باشد و آن را در ظرف تمیزی بکوبند و یک نفر هنگامی که سوسیس پَز دارد گوشت را می کوبد با ابزارِ مگس پَران، مگس ها را دور کند و «چربی»(دُنبه)، «اَحشاء[جگر،دل، قلوه و...] چارپا»، «آرد سفيد»، «فلفل» و [انواع] «روغن‏ها» را در حضور مُحتسب يا جانشين وى يا شخصى كه مورد وثوق و اعتماد او است با گوشت مخلوط کند. آنگاه داخلِ روده های تمیز را که با «آب» و «نمک» شُسته شده، از آن مواد[خوراکی] پُر کند.

ارزش سوسیس ها به آن چیزی است [از موادّ غذایی] که در درون روده ها استفاده می شود و با آن پُر می کنند چون برخی سوسیس پَزان،[تقلّب می کنند و] روده گوسفند را با گوشت های شترانِ لاغر و نحیف پُر و آکنده می کنند و برخی از این سوسیس پَزها به هنگام كوبيدنِ گوشت به آن آب مى‏پاشند و این تقلّب زمانی شناخته می شود که سوسیس ها قبل از پُخته شدن توسط مُحتسب پاره شوند. هر آدمِ زیرک و دانایی به این تقلّب ها پى مى‏برد هر چند در چيزهاىِ كوبيده شده باشد، امّا اگر سوسیس ها را در «ماهیتابه» بگذارند دیگر این تقلّب ها قابل شناسایی نيست،چون سوسیس پَزان سیخ ها[ چوبی یا فلزّی] را داخل سوسیس ها قرار می دهند و هنگامی که شروع به پختن می کنند روغنِ سوسیس ها می ریزد و دیگر میزان مواد را نمی توان تشخیص داد و مُحتسب باید اجبار کند سوسیس پَزان، ماهیتابه را هر سه روز یک بار تعویض و با «روغن کُنجد» تازه تمیز کنند آنگاه پس از سرخ کردن سوسیس ها «ادویّه های خوشبو» و« فلفل های خُرد شده[و اشتها آور]» و غیر آن را در آن بپاشند.»[19] ‏

پی نوشت

[1]تاریخ سیستان ص 270/[2]((برهان ) (از ناظم الاطباء) (از جهانگیری )،دهخدا ذیل زَوَنج)/[3]( منتهی الارب ،دهخدا ذیل عَصیب)/[4] (ناظم الاطباء،دهخدا ذیل عَصیب)/[5](برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج )،دهخدا ذیل مَبار)/[6] ( (جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی )،دهخدا ذیل مَبار)[7](دهخدا ذیل لَکامه)/[8]((آنندراج ) (انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی )،دهخدا ذیل زُنّاج)/[9] (نامش مَبا است.دهخدا ذیل زَوَنج)/[10] ( (ناظم الاطباء)،دهخدا ذیل زیجَک)/[11] ( (برهان ) (ناظم الاطباء) (از شرفنامه منیری )(از فرهنگ جهانگیری )، دهخدا ذیل زُنّاج)/[12](عمید ذیل چَرغَند)/[13] ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 57،دهخدا ذیل زَوَنج)/[14] (دهخدا ذیل حسرت الملوک)/[15] (دیوان ناصر خسرو قصیده 207)/[16] (یحیی کاشی از آنندراج ،دهخدا ذیل مَبا)/[17] (هفت اورنگ،سلسله الذهب،دفتر اول،بخش 144)/[18]( تاریخ یمینی ص 269)/[19] (معالم القربه ص 158)

محقّق: سیّد مرتضی میرسراجی

 

آخرین ویرایش: 1397/05/15
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.