کنترل از راه دور مغز با استفاده از تکنولوژی های کنترل ذهن الکترونیک

کنترل از راه دور مغز با استفاده از تکنولوژی های کنترل ذهن الکترونیک

چند سال پیش یک فیلم مستند ساخت شبکه بی بی سی را دیدم به نام (Tomorrow`s World) که در آن مردی را نشان می داد که دچار بیماری پارکینسون شده بود.

پارکینسون یک بیماری است که سیستم عصبی بدن را نشانه گرفته و از بین می برد.این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری است اما در جوانان هم دیده می‌شود . بطور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح کننده ماده‌ای به نام دوپامین (که یک انتقال دهنده عصبی) است رخ می‌دهد.

در این برنامه مستند نشان می داد که چگونه برای لرزشهای غیر ارادی بدن و دست و پای این بیمار درمانی انجام گرفته است.

درمان این بیمار به این صورت بود که یک وسیله و الکترود کوچک در مغز این بیمار کار گذاشته شده بود و بیمار یک دستگاه کنترل دستی در اختیار داشت که می توانست با کمک این کنترل دستی، این وسیله درون مغز خویش را کنترل کرده و با کمک تحریکهایی که در مغزش ایجاد می شد ،نشانه های بیماری خود را کنترل کند.

خبر شنیدن چنین پیشرفتی در علم و پزشکی قطعا شما را شوکه نکرده و ناراحت نمی سازد.این وجه و جنبه استفاده از این تکنولوژی،وجه مثبت آن است که برای استفاده از یک بیماری لاعلاج استفاده شده است.

ولی در کنار آن جنبه منفی نیز می تواند وجود داشته باشد.

محققان بسیاری بر این باورند که نیروهای اهریمنی و سیاه دلی نیز وجود دارند که آرزوی دست یابی و استفاده از چنین تکنولوژی ها و توانایی ها را دارند.

چه چیز اغوا کننده تر از این می تواند باشد که آنها بتوانند با جاسازی و کاشتن یک وسیله کوچک در بدن قربانیان خویش،آنها را برای همیشه زیر سلطه خود گرفته و تحت نفوذ و کنترل قرار دهند؟؟

چه چیز برای اربابان ایلومیناتی و نظم نوین جهانی اغواکننده تر و وسوسه انگیز تر از اینکه بتوانند سربازان آینده را با استفاده از چنین تکنولوژی هایی بسازند؟؟

بدتر از آن،حالتی است که حتی نیازی هم به کاشتن و قرار دادن الکترود و وسیله ای در مغز یا بدن قربانی نباشد.حالتی که تنها با نشانه گیری و ارسال سیگنالها و امواج قوی الکترومغناطیسی به سوی قربانی،بتوان کنترل مغز و ذهن او را در اختیار گرفت.

راهی که با استفاده از آن ،این نیروهای شیطانی و اهریمنی می توانند بر افکار و احساسات انسانهای بیگناه بسیاری تاثیر بگذارند. این نیروهای مخفی و فعال در پشت پرده،می توانند به شکلهای مختلفی باشند.

برخی می گویند که این سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی مثل CIA، MI6، موساد و غیره… هستند که از این تکنولوژی ها برای کنترل ذهن افراد استفاده می کنند.

برخی دیگر بر این باورند که این انجمن های مخفی و سری مثل ایلومیناتی،فراماسونری،انجمن استخوان و جمجمه،بیلدربرگ و غیره… هستند که در حال طراحی و اجرای  توطئه های عظیم جهانی هستند و با استفاده از چنین تکنولوژی هایی قصد دارند تا کنترل توده های انسانی را در اختیار بگیرند.

این اعمال نفوذ بخصوص در زمینه رسانه های جمعی،فیلم سینما و صنعت موسیقی و تفریحات برای تغییر سبک زندگی و باورهای توده های مردم نیز نمایان است.

برخی از افراد نیز بر این باورند که این موجودات بیگانه فرازمینی  بد اندیش و شیطانی (Aliens) چون خاکستری ها Greys یا reptilians ها هستند که از ایمپلنت هایی که در مغز و بدن قربانیان خود می کارند برای ردیابی و کنترل آنها در هر زمان و هر مکان،استفاده می کنند.

ولی همه این انواع گوناگون روشهای کنترل ذهن ،یاوه سرایی و خیالبافی نیست که به قول عده ای از ذهن عده ای که دچار توهم توطئه شده اند ،تراوش کرده باشد.

مثلا مجله علمی معتبر Nature  در یکی از شماره های خود [۱] به پیشرفتهای عظیمی که در رابطه با علوم عصب شناسی Neuroscience اشاره کرده و آنها را تهدیدی بالقوه برای حقوق بشر قلمداد می کند.

عکس فوق مربوط به یک شماره دیگر این مجله است

در این مقاله به عصب شناسی فرانسوی به نام Jean-Pierre Changeux که در انیستیتو پاستور پاریس مشغول به کار است،اشاره می شود.

ایشان در همایشی که کمیته اخلاق-پزشکی ملی فرانسه  (French National Bioethics Committee) برگزار کرده بود، به این موضوع اشاره می کنند که مثلا پیشرفتهای بدست آمده در تکنولوژی های عکس برداری مغزی Cerebral Imaging ،به شکل وحشتناکی حریم خصوصی افراد را نقض کرده است.

ایشان اشاره می کنند که اگرچه که تجهیزاتی که برای انجام این امور مورد نیاز است در حال حاضر بسیار تخصصی و پیشرفته هستند ولی به زودی این تجهیزات پیش پا افتاده شده و این توانایی بدست می آید که از آنها حتی در فاصله های دور نیز استفاده کرد.

           

این به نوبه خود باعث می شود تا راهی بوجود آید که از طریق آن سوء استفاده و حمله به آزادی های فردی امکان پذیر گردد.می توان از چنین ابزار و وسایلی به راحتی برای کنترل رفتاری و حتی شستشوی مغزی افراد استفاده کرد.

محقق دیگری به نام Denis LeBihan از کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (French Atomic Energy Commission) در این همایش به این نکته اشاره می کند که در حال حاضر پیشرفتهای بدست آمده در زمینه تکنولوژی های تصویر برداری مغزی،به نقطه و مرحله ای رسیده است که ما می توانیم با استفاده از آنها تقریبا فکر و ذهن تمام مردم را بخوانیم.

              

کنترل رفتار Behavioural Control

آمریکایی ها استفاده از تکنیک هیپنوتیزم با امواج الکترومغناطیس
Hypnosis-EMR را از سال ۱۹۷۴ شروع کردند و آن را بروی سوژه های داوطلب مختلفی مورد آزمایش قرار دادند.

یکی از آزمایش کنندگان این تکنیک به نام J.F.Schapitz اینگونه عنوان می کند: “تحقیقات و بررسی های ما نشان داده است که کلمات گفته شده توسط هیپنوتیزم کننده را می توان با استفاده از انرژی الکترومغناطیس مدوله شده modulated electromagnetic energy ،مستقیما به لایه های ناخودآگاه ذهن و مغز یک انسان منتقل کرد.

به عنوان مثال،بدون استفاده از هیچ وسیله تکنیکی برای دریافت و کدگذاری و ارسال پیام می توان چنین کاری را انجام داد.در چنین روشهایی فردی که تحت تاثیر این القائات الکترومغناطیس هیپنوتیزم کننده قرار می گیرد،شانس اینکه بتواند اطلاعات ورودی به ذهن خود را آگاهانه کنترل کند،نخواهد داشت.”[۲]

نکته جالبی در این میان وجود دارد که توجه به آن خالی از لطف نیست.

علارغم اینکه علم مدرن الکترونیک ، فقط از ابتدای قرن بیستم بوجود آمده و پا به عرصه وجود گذاشته است،ولی از لا اقل دو قرن گذشته، افراد بسیاری مشاهده شده اند که اینگونه ادعا کرده اند که ذهن آنها از راه دور تحت تاثیر و کنترل ماشینهای خاصی قرار گرفته است.

به عنوان مثال می توان به مورد فردی به نام James Tilly Matthews  اشاره کرد.

او یک واسطه و دلال در معملات چای بود که در حدود سالهای  ۱۸۱۰ در لندن زندگی می کرده است.این فرد ادعا می کرد که ذهن و مغز او توسط یک گروه و دسته جنایتکاری کنترل می شود.او می گفت که این گروه از ماشین عجیبی برای اینکار استفاده می کنند که او آن را (Air Loom) می نامید.

او می گفت که این ماشین عجیب امواج مغناطیسی نا مرئی را از درون یک سرداب زیرزمینی در لندن به بیرون ارسال کرده و می فرستند. این فرد بر این باور بود که ماشین هایی مشابه Air Loom وجود دارند که از طریق آنها ذهن و فکر نمایندگان پارلمان انگلستان کنترل می شود.

                 

او نامه هایی را برای نمایندگان پارلمان ارسال کرد و به آنها در رابطه با وجود چنین ماشین هایی و توطئه موجود در پشت آنها،هشدار داد.نتیجه این شد که این فرد را نهایتا به عنوان یک بیمار روانی دیوانه به بیمارستان Bethelm معرفی کردند.[۳]

خوب خیلی راحت است که همه ادعاهایی که  James Tilly Matthews  کرده است را رد کرده و انکار کنیم و بگوئیم که او دیوانه بوده و سیمهای مخش قاطی کرده بوده است.اصلا مگر در آن زمان امکان وجود چنین تکنولوژی امکان پذیر بوده است؟؟؟

البته باید ذکر کنیم که مورد او تنها مورد از این دست نیست

 در سال ۱۹۹۴، دکتر Ronald K.Siegel یک پرفسور دپارتمان روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه UCLA ،کتابی را تجت عنوان (Whispers:The Voice of Paranoia) منتشر کرد.[۴]

                               

دکتر سیگل یک متخصص در زمینه توهم های ذهنی است.

او کتاب مهم دیگری را نیز در سال ۱۹۷۵ با همکاری یک روانشناس دیگر به نام دکترلوئیس وست و با عنوان (Hallucinations:Behavior,Experience,and Theory) منتشر ساخت.

او در این کتاب ناخواسته رازهای بسیاری را در رابطه با پروژه کنترل ذهن MKULTRA افشا کرده است.[۵]

پروژه MKULTRA را باید در کنار پروژه های دیگری از قبیل BLUEBIRD,ARTI-CHOKE,CHATTER,CASTI-GATE,MKDELTA,MKNOAMI,THIRD CHANCE,MKSEARCH,MKOFTEN و سایر پروژه ها در نظر گرفت.

این پروژه یکی از پروژه های مخفیانه سازمان جاسوسی CIA بوده است که در آن دانشمندان رده بالا و موسسات پزشکی و علمی مختلفی نیز درگیر بوده و شرکت داشته اند.

هدف این پروژه استفاده از تکنیک ها و تکنولوژی هایی بود که با آنها بتوان در افراد مختلف تغییرات رفتاری ایجاد کرده و ذهن و فکر آنها را کنترل کرد.

در اغلب این موارد سوژه ها و قربانی های این آزمایشات از اتفاقی که برایشان روی می داده آگاه نبوده اند.در این پروژه ها از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی،عملا در زمینه ها مختلفی بروی افراد زیادی آزمایش انجام شد از استفاده از دارو ها و مواد مخدر و توهم زای قوی گرفته تا استفاده از تکنیک های هیپنوتیزم و نهایتا استفاده از تکنولوژی های جدید الکترونیکی.[۶]

کتاب Whispers کلکسیونی از کیس ها و مورد های تاریخی کنترل ذهن است.(البته دکتر سیگل در کتاب خود برای رد گم کردن از واژه paranoia استفاده می کند) که توسط دکتر سیگل مورد مطالعه قرار گرفته اند.

در یکی از این موردها به مردی به نام Tolman اشاره شده است که ادعا می کرد که ذهن او توسط کامپیوترهایی از طریق یک سیستم ماهواره ای به نام POSSE مخفف
(Personal Orbiting Satellite for Surveillance and Enforcment) کنترل می شود.

            

خیلی خیلی جالب است،چون نویسنده زن دیگری به نام Dorothy Burdick در کتاب خود به نام
Such things Are Known که در سال ۱۹۸۲ چاپ شده نیز ادعا می کند که ذهن او توسط کامپیوترهایی و از طریق ماهواره کنترل می شده است.

این زن از دکتر سیگل را به عنوان مخترع وسیله ای به نام FOCUS نام می برد.FOCUS

مخفف (Flexible Optical Control Unit Simulator) است.کار این وسیله این است که که می تواند توهمات تصویری را مستقیما بروی شبکیه چشم قربانی انداخته و پروژکت کند،به صورتیکه سوژه مورد نظر تصویرهایی توهمی می بیند و ابدا نیز قادر نیست که تفاوت تصاویر توهمی را از واقعیت تشخیص دهد.[۷] 

در کتابی که خود دکتر سیگل نوشته است،Tolman ادعا می کند که تصاویر و توهمات تصویری مستقیما به دورن مغزش ارسال می شوند.

دکتر سیگل در این کتاب خطاب به این بیمار اینگونه می گوید: “آیا منظور تو این است و تو می خواهی به من بگویی که ماشین هایی وجود دارند که قادرند تصاویر بصری را مستقیما به درون مغز تو ارسال کنند؟”[۸]

در سال ۱۹۶۸ دکتر سیگل یک مقاله حرفه ای را تحت عنوان
“A Device for Chronically Controlled visual Input” منتشر می کند.
این مقاله توصیف وسیله ای است که او شخصا اختراع کرده و ساخته است و از طریق آن می توان تصاویر را مستقیما به درون مغز سوژه های حیوانات آزمایشگاهی منتقل کرد.این انتقال تصاویر با استفاده و از طریق اعصاب اپتیکی سوژه ها انجام می گیرد. او پیشنهاد می دهد که آزمایشات بعدی بروی نوزادان و بچه های حیوانات انجام گیرد به صورتی که تمام تحریکات بصری آنها ،از لحظه ای که چشم خود را باز می کنند ،تحت کنترل قرار بگیرد.[۹] 

                   

               

سی سال بعد دانشمندان آمریکایی کابلهایی را به مغز یک گربه متصل کردند و موفق شدند تا تصاویری ویدوئی را از آنچه که آن گربه در مغز خود می بیند،تهیه کنند.جالب است ،نه؟ یاد فیلم ماتریکس نیفتادید؟؟؟

               

یکی از دانشمندانی که بروی این پروژه کار می کرد،فردی بود به نام Garret Stanley از دانشگاه هاوارد.

او پیش بینی کرد که ماشینهایی ساخته شود که اینترفیس و میانجی مغز باشند.ما فقط می توانیم گوشه ای از پیشرفتهایی که به صورت مخفیانه در آزمایشگاهای زیرزمینی و مخفی دولت و ارتش آمریکا بدست آمده است را ،تصور کنیم.

پروژه هایی که با هدایت و ساپورت مالی مجتمع های نظامی /صنعتی ایالات متحده آمریکا به اجرا در آمده است.همان مجتمع های نظامی/صنعتی که آیزنهاور Dwight D.Eisenhower رئیس جمهور سابق آمریکا در رابطه با آنها به مردم آمریکا، تحت عنوان Military Industrial Complexes هشدار داده بود.برای آشنایی بیشتر این لینک را مطالعه کنید:

========

Military Industrial Complexes

========

البته امروز بر خلاف زمان Matthews قربانیانی که در این زمینه وجود دارند،می توانند به خروارها اسناد و مدارکی که در این رابطه وجود دارد اشاره کنند و نشان دهند که چگونه سازمانهای اطلاعاتی دولتی و مراکز تحقیقاتی این دست از تکنولوژی ها را ایجاد کرده و توسعه داده اند.

اینها همه همان مدارکی هستند که نشان می دهد چگونه مردم عادی ،به مدت بیش از دو قرن قربانی چنین پروژه های شیطانی شده اند.

این تکنولوژی ها دارای عناصر مختلف روانشناسی،هیپنوتیزم،تئوری های توطئه سیاسی،و تجهیزات پیشرفته الکترونیکی هستند که امواج و اشعه هایی را صادر کرده و رفتار و ذهن دیگران را بدون آنکه خودشان از آنها آگاه باشند،کنترل می کند.

کنترل پردازش بیولوژیکی Biological Process Control

در سال ۱۹۹۶،هیات مشاوره علمی نیروی هوایی آمریکا (US Air Force Scientific Advisory Board) ،مطالعاتی را در قالب ۱۴ جلد منتشر کرد .

این گزارشات  به پیشرفتهای آینده در زمینه ساخت سلاحهایی پرداخته بود ، که به آنها نام “دورنماهای عصر جدید ” New World Vistas  اطلاق شده بود.

در صفحه ۸۹ از جلد فرعی ۱۵ این گزارش برخی نکات ذکر شده است که مو را به تن انسان سیخ می کند.

در این گزارش از جفت سازی و کوپل کردن انسان ها و ماشین ها در آینده نزدیک صحبت به میان آمده است.این بخش از گزارش تحت عنوان Biological Process Control قرار گرفته است.

نویسنده این مطلب به انفجاری که در دانش و علوم مربوط به مغز و اعصاب رخ داده است اشاره می کند و اضافه می کند:

“می توان پیشرفتهای آتی که در زمینه تولید منابع انرژی الکترومغناطیسی بدست خواهد آمد را در نظر آورده و تصور نمود.امواج خروجی این دستگاهها را می توان به صورتی به تپیدن واداشت و آنها را به فرمی شکل داده و متمرکز کرد که به راحتی با اندام و بدن انسانی کوپل شده و جفت شود.در این صورت می توان از حرکت های ارادی ماهیچه ها جلوگیری کرده و حرکات بدنی فرد را به طور کامل در اختیار خود گرفت.می توان به راحتی احساسات و اعمال و رفتار فرد را کنترل کرد.خواب ایجاد کرد،پیشنهادهای ذهنی به مغز او ارسال کرد،به حافظه دراز مدت و کوتاه مدت او دسترسی پیدا کرد.حتی می توان به راحتی چیدمان تجربه ای
Experience Set  خاصی را برای فرد ایجاد کرده و یا چیدمان تجربه ای دیگری را در مغز و روان او دیلیت کرده و پاک کرد. “

اگر بخواهیم عبارت چیدمان تجربه ای Experience set  را از یک اطلاح فنی نظامی به زبان فارسی ترجمه کنیم باید اینگونه بگوئیم که منظور از چیدمان تجربه ای یا چیدمان تجربه ها یا همان Experience Set ،این است که آنها قادر خواهند بود تمام خاطرات شما و تجربه های شما را که در زندگی خود داشته اید ،پاک کرده و آنها را با تجربیات و خاطرات جدید که برای شما برنامه نویسی کرده اند جایگزین کنند.

یعنی کلا ذهن شما را فرمت کرده و آنطور که می خواهند برنامه ریزی می کنند.

قربانی فکر می کند ،که شخصیت او همان است که به آن آگاه هست ولی حقیقت چیز دیگری است.دقیقا مشابه آنچه که در فیلم ماتریکس مشاهده می کنید.

البته مهم است که به این نکته توجه داشته باشید،در حقیقت نویسندگان این گزارش New World Vistas ،با اشاره به پیشرفتهایی که در آینده نزدیک روی می دهد ،در حقیقت می خواهند توانایی ها و قابلیتهای تکنولوژیک فعلی خود را استتتار کنند.

سناریوی مربوط به آینده مشابه دیگری که در آن نیز منابع زیادی در رابطه با دستکاری های ذهنی وجود دارد،
در گزارش دیگری تحت عنوان The Revolution in military Affairs and Conflict Short of War
توضیح داده شده و ذکر شده است.

این گزارش را کالج جنگ های ارتش آمریکا US Army War College در سال ۱۹۹۴ منتشر کرده است.نویسندگان این مطلب Steven Metz و James Kievit هستند .

آنها در این مطلب اذعان می کنند که:
“استفاده از تکنیکهای اصلاح و تغییرات رفتاری ،کلید اصلی در دست یابی به صلح جهانی هستند.”.
آنها در این گزارش به صراحت عنوان می کنند که :
“مهمترین حسن و فایده استفاده از چنین تکنیکهایی امکان انکار کردن آنها به طور کلی است.”
نویسندگان این مطلب این سئوال را مطرح می کنند که :” خوب،این قابلیت انکار کردن بر علیه چه کسانی به کار می آید؟؟”.. پاسخ آن به صراحت مشخص است:”علیه مردم ایالات متحده آمریکا”

این نویسندگان(Metzو Kievit) در سال ۲۰۱۰ از “قالب سازی آگاهی Perception Moulding” و “تکنولوژی های پیشرفته روانی” سخن می گویند که از آنها برای جلوگیری از شورش و تظاهرات مردم آمریکا بر ضد جنگ استفاده می شود.

البته این فقط شروع این داستان است.

آنها بر این باورند که مانع اصلی و سد راه رسیدن به نظم نوین جهانی نظام اخلاقی سنتی مردم آمریکا ست.این نظام اخلاقی سنتی مردم آمریکا گیر و مانعی آزار دهنده برای اجرا کردن برنامه های شوم اربابان نظم نوین جهانی است.

مردم ایالات متحده آمریکا از نظر اخلاقی به طور سنتی برای دو چیز فوق العاده اهمیت قائل هستند:

۱-آزادی و حریم خصوصی شخصی Personal Privacy

 ۲- حکومت و سلطه ملی National Sovereignty

 لذا برای رسیدن به هدف بزرگ لازم و ضروری است تا این دو ذهنیت و ارزش از مد افتاده از ذهن مردم آمریکا پاک شود.

این عکس خیلی جالبه جای عبارت به خدا اعتماد می کنیم نوشته شده به بانکداران صهیونیست اعتماد می کنیم.

آینده ای که در خلال نوشته های این دو نویسنده به ذهن انسان متبادر می شود،بسیار زیاد شبیه همان آینده ای است که در کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول   به تصویر کشیده شده است.

این آینده دقیقا مشابه همان آینده ای هست که در فیلم Matrixبه تصویر کشیده شده است.

در این میانه تک و توک افرادی که چموشی کرده و حاضر نشوند تا با این موج و تغییرات انقلابی(نظم نوین جهانی) همراه شوند،به راحتی با استفاده از پایگاه داده های سازمان اطلاعاتی جامع و متمرکز (Comprehensive inter-agency integrated database) شناسایی می شوند.

                                     

این عبارات که ذکر کردم دقیقا همان عباراتی است که در این گزارش ذکر شده است.

آنها به سرعت شناسایی شده و دسته بندی می شوند و آنگاه تحت عمل شبیه سازی کامپیوتری شخصیتی سطح بالا (Sophisticated Computerized Personality Simulation) قرار می گیرند.(باز هم یاد فیلم ماتریکس افتادم).

برای هر فرد به طور جداگانه برنامه ریزی شخصیتی مناسب او صورت می پذیرد. به موازات و در کنار این دسته از تسلیحات نظامی کنترل ذهن،تکنیکهای دیگری نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

مثلا می توان از تکنیک Morphing  نام برد.این تکنولوژی همین الان حاضر بوده و از آن برای کنترل اعوجاجات تصویری در تلویزیون استفاده می شود.

خوب نگران نباشید،اگر شما هنوز شانس این را نداشته اید که حافظه خود را به صورت الکترونیکی از دست بدهید و مغزتان املت شود،رسانه های خبری الکترونیکی به طور اختصاصی برای شما دستکاری می شوند،تلوزیونهای نسل جدید اینترنتی تصاویر بصری نزدیک به واقعیتی را برای شما به نمایش خواهند آورد و شخصیت جدید شما را شکل خواهند داد.

صداهای ساکت

طیف وسیع صداهای ساکت یا همان Silent Sound Spread spectrum که به طور اختصار آن را (SSSS) نمایش می دهند ،تکنولوژی است که توسط دکتر اولیور لوری Oliver Lowery از ایالت جورجیای آمریکا ابداع و کشف شد.این تکنولوژی را (S-quad) نیز می نامند.

این اختراع با شماره #۵,۱۵۹,۷۰۳ در اداره ثبت اختراعات آمریکا تحت عنوان “Silent Subliminal Presentation System” ثبت شده است.در قسمت چکیده ذکر شده برای این اختراع اینگونه می خوانیم:

“این سیستم یک سیستم ارتباطات ساکت Silent Communications system است،که در آن موجهای حامل تک صدایی Monaural carriers،در بازه های فرکانسی بسیار پائین یا بسیار بالا یا فرکانس های نزدیک به فرکانسهای فراصوتی Ultrasound تقویت شده اند و یا اینکه فرکانس آنها مدوله شده است به صورتیکه برای مقاصد جاسوسی بصورت شنیداری وارد مغز شوند.

معمولا اینکار با استفاده از بلندگو یا هدفون یا ترانسدیوسرهای پیزوالکتریک انجام می گیرد.

ممکن است این موجهای حامل مدوله شده بطور مستقیم و به صورت زنده پخش شده و به درون مغز راه یابند و یا اینکه بطور متعارف آنها را در نوارهای کاست مغناطیسی یا دیسکهای نوری ضبط کرده و بعدا با پخش  و تکرار آنها برای شنونده عمل کنند.

” برای آشنایی با موج حامل و مدولاسیون امواج این لینک را مطالعه کنید:

========

موج حامل

مدولاسیون

========

مقالاتی که در این زمینه توسط موسسه Silent Sound Inc.  منتشر شده است نشان می دهد که در حال حاضر و با استفاده از سوپرکامپیوترها می توان الگوهای احساسی مختلف را از امواج مغزی EEG استخراج کرده و آنها را مجددا بازتکرار کرد.

همانگونه که در قسمت قبلی نیز به آن اشاره کردیم هر احساسی که ما داشته باشیم اعم از خوشحالی،ناراحتی،خشم،شادی،هیجان،عشق،نفرت و … خود را در امواج مغزی ما به صورت یک الگوی خاص و منحصر به فرد به نمایش در می آورد.این الگوهای خاص که از امواج مختلف مغزی تشکیل شده اند همانند یک امضاء منحصر به فرد می ماند.مثلا با آنالیز دقیق امواج ثبت شده در نوار مغزی EEG  یک فرد می توانیم به احساسی که فرد در آن لحظه داشته است پی ببریم.به این الگوها یا امضاءهای احساسی
Emotion Signature Clusters می گویند.

لذا می توان این امضاءهای احساسی را در یک کامپیوتر دیگر ذخیره کرده و در زمان دلخواه دیگری آنها را به آرامی درون ذهن سوژه مورد نظر خود القاء نمود.

همان بحث Entrainment که مطالب قبلی هم به آن اشاره کردیم.

با این روش می توان به آرامی حالت روانی و احساسی فرد و سوژه مورد نظر را تغییر داده و به سمتی که مطلوب و مورد نظر آزمایشگر است ،برسانیم.

جودی وال Judy Wall محققی است که در مجله NEXUS(مربوط به ماه های اکتبر و نوامبر ۱۹۹۸) مطلبی را منتشر کرده است.

او می گوید:” موسسه Silent Sound Inc. عنوان می کند که این موسسه در رابطه با این تکنولوژی و استفاده از آن برای مقاصد و اهداف بشر دوستانه  مثبت علاقه مندی دارد،ولی حقیقت این است که ارتش و نظامیان خود را در استفاده از تکنولوژی به چیزی محدود نمی کنند.به همین دلیل است که این تکنولوژی و استفاده از آن برای مقاصد نظامی یکی از پروژه های وزارت دفاع آمریکاست.”

ادوین تیلتون Edwin Tilton مدیر عامل موسسه Silent Sound Inc. در رابطه با تکنولوژی S-quad در نامه ای به تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۹۶ اینگونه عنوان می کند که:

“تمامی الگوها و طرح کلی این پروژه توسط دولت ایالات متحده آمریکا طبقه بندی شده است و ما این اجازه را نداریم که جزئیات دقیقی را در این رابطه برای عموم منتشر کرده و آشکار کنیم……ما نوار و سی دی  برای دولت آلمان نیز می سازیم.حتی اینکار را برای برخی از کشورهای استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی نیز انجام می دهیم!البته تمام فعالیتهای موسسه ما با اجازه رسمی دولت ایالات متحده آمریکا صورت می گیرد……از این تکنولوژی و سیستم ها در طی جنگ اول خلیج فارس(طوفان صحرا) در عراق استفاده شد و نتایج ان نیز کاملا موفقیت آمیز و خرسندکننده بود.”

دانشمندان می توانند با استفاده از سوپرکامپیوترهای الگوهای بسیار ظریف و پیچیده احساسی را از درون امواج درهم و برهم EEG استخراج کنند و سپس آنها را بزرگ کرده و تقویت کنند و از دل آنها امضاءهای احساسی Emotion Signature Cluster ها را استخراج کنند.

آنها سپس تجزیه و تحلیل کرده و بروی نوار یا سی دی ضبط می کنند. به عبارت دیگر وقتیکه سوژه ای تجربه احساسی خاصی را از سر می گذراند،دانشمندان می توانند از میان امواج مغزی او و در کمال دقت و ظرافت،الگوی موجی همراه با این احساس را استخراج کنند و سپس یک نسخه المثنی از آن را تولید کرده و آن را در یک کامپیوتر بایگانی کرده و ذخیره کنند.مرحله بعدی کار این است که این بسته ها و خوشه های احساسی را مدوله کرده و بر موج حاملی سوار کنند .

آنگاه امواج حامل مدوله شده را از طریق دستگاه Silent Sound و به آرامی برای سوژه و قربانی مورد نظر پخش می کنند.او نمی داند که اتفاقی برای او در حال رخ دادن است.آنها به آرامی و با این روش می توانند  احساسی را که از یک فرد خاص ضبط کرده اند در ذهن و روان فرد دیگری شبیه سازی کنند!!!!”

تله پاتی مصنوعی Synthetic telepathy

تله پاتی مصنوعی یا Synthetic telepathy واژه ای است که برای توصیف پرتو افکنی و ارسال کلمات،افکار و یا ایده ها به درون ذهن یک فرد با استفاده از ابزار و وسایل مکانیکی،استفاده می شود.

برای اینکار به طور خاص از انواع خاصی از فرستنده های الکترومغناطیس مشابه فرستنده های رادیویی یا تلوزیونی که در محدوده و بازه فرکانسی میکرو ویو کار می کنند،استفاده می کنند.در سالهای اخیر افراد بسیار زیادی از مردم عادی پیدا شده اند که ادعا کرده اند قربانی این نوع خاص از کنترل ذهن بوده اند.

اسناد و مدارک رسمی که گزارش دهنده آزمایشات علمی در این زمینه هستند را نمی توانید در لابلای مقالات و اسناد آکادمیک پیدا کنید.دلیل آن هم کاملا روشن بوده و به طبیعت فوق العاده سری و طبقه بندی شده این دست اطلاعات مربوط می شود.

در سال ۱۹۶۱ یک متخصص و پژوهشگر مستقل در زمینه بیوفیزیک Biophysics و مهندسی روانشناسی Engineering Psychology به نام آلن فری Allen Frey گزارشی را منتشر کرد که در آن نشان می داد،انسان می تواند امواج مایکروویو را بشنود.[۱۰]

البته این اکتشاف توسط غالب دانشمندان ایالات متحده آمریکا رد شد و نتایج آن را مصنوعی عنوان کردند. توصیف تکنیکی دقیقتری از این آزمایش توسط James C.Linn  ارائه شده است.[۱۱]

او می نویسد: “آلن فری کشف کرد که سوژه های انسانی که در معرض امواج میکرو ویو با فرکانس های ۱۳۱۰ MHZ و ۲۹۸۲ MHZ و با چگالی قدرت متوسط ۰.۴  تا ۲ mW/cm2 قرار گرفته اند نوعی احساس شنوایی را درک کرده اند.

آنها این احساس شنیدن را همانند صداهای وزوز و یا کوبیدن تجربه می کردند.(همچنین نوعی صدای کلیک یا جیرجیر را می شنیدند) حداکثر چگالی قدرتی در رتبه ۲۰۰  تا ۳۰۰ mW/cm2 بوده و فرکانسهای تکرار پالسها از ۲۰۰  تا ۴۰۰ HZ  متغیر بود…

آلن فری به این پدیده شنوایی به عنوان امواج رادیویی RF  اشاره می کند.احساس آن به طور آنی در بازه های قدرت میانگین روی می داد،بمحدوده ای که فقط کمی کمتر از میزانی است که به سلامتی بیولوژیک فرد صدمه می زند.

چیزی که مشاهده شد این بود که سرچشمه و منبع این احساس از اطراف یا درون کمر و سر افراد می باشد…”

تحقیقات و مطالعات بعدی نشان دادند که برای آنکه سوژه ای بتواند صداهای القاء شده میکرو ویو را بشنود،دو شرط لازم است: یکی رسانایی خوب و بالای استخوان های جمجه و دیگری اینکه فرد توانایی شنیدن صداهای بالاتر از ۵HZ را داشته باشد…

در سال ۱۹۷۵ مقاله ای توسط A.W.Guy منتشر شد.در مقدمه این مقاله اینگونه ذکر شده بود که: “یکی از عوارض جانبی بیولوژیک انرژی الکترومغناطیس با قدرت میانگین پائین که تا به حال مشاهده شده و مورد تائید قرار گرفته است،این است که افرادی که در معرض این انرژی قرار می گیرند نوعی احساس شنوایی را تجربه می کنند…”[۱۲]

در شماره منتشر شده در ماه اکتبر-نوامبر سال ۱۹۹۴   مجله NEXUS در رابطه با استفاده دولت آمریکا ،در زمان حال، از تله پاتی مصنوعی اینگونه ذکر شده است که:

 “سلاحهای هدایت کننده انرژی که در حال حاضر از آنها استفاده می شود،شامل مثلا یک سلاح میکروویو است که توسط کمپانی Lockheed-Sanders ساخته شده است و از آن برای پروسه ای استفاده می شود که تحت عنوان (صدای مصنوعی) طبقه بندی شده است.

کار این سلاح انتقال از راه دور و هدایت از راه دور صداست.(صوت یا هر نوع سیگنال شنوایی).این سلاح اصوات را مستقیما به درون مغز هر هدف انسانی که مورد نظر باشد، هدایت می کند.این پروسه توسط دولت آمریکا با نام (تله پاتی مصنوعی Synthetic Telepathy) شناخته می شود.

اسلحه های میکرو ویو  Microwave zapping

جنگ مغزها

برای آشنایی بیشتر با امواج میکروویو(ریز موج ها) می توانید لینک زیر را مطالعه کنید:

======

ریز موج ها

===== =

بیشتر کارهایی که در رابطه با سلاحهای امواج میکروویو(ریز موج ها) صورت گرفته است در قالب پروژه ای به نام Pandora Project صورت گرفته است.

این پروژه در انیستیتوی تحقیقاتی ارتش آمریکا در Walter Reed و توسط مرکز پروژه ها و پژوهشهای پیشرفته ARPA (Advanced Research Projects Agency) صورت گرفته است.

هدف اولیه و ابتدایی این پروژه مطالعه و بررسی آثار جانبی بود که در نتیجه نشانه گیری امواج میکروویو به سمت سفارت آمریکا در مسکو توسط روسها ایجاد شده بود.

آمریکایی ها متوجه شده بودند که سفارتشان در مسکو هدف امواج میکرو ویوی قرار گرفته است.نتایجی که در این آزمایشات بدست آمد،بسیار مضطرب کننده بود.

دکتر جوزف سی شارپ Dr.Joseph C.Sharp و مهندسی به نام Mark Grove  در طی پروژه Pandora متوجه شدند که می توانند کلمات یک سیلابی را بشنوند که بروی پالس های امواج میکرو ویو مدوله شده اند.[۱۳]

امواج میکرو ویو می توانند بر خاصیت تراوایی و نفوذ پذیری سد خونی مغزی Blood-Brain Barriers تاثیر بگذارند.[۱۴]

                         

امواج موبایل نیز بر سد خونی مغزی اثر بدی می گذارند:

برای آنکه متوجه شوید منظور از سد خونی مغزی چیست؟ لینک زیر را مطالعه کنید:

======

سد خونی مغزی

======

تاثیر این امواج بر سد خونی مغزی و تغییر در خاصیت تراوایی سد خونی مغز باعث می شود تا تاثیر داروها و مخدرها را شدیدا افزایش  دهد.
این خاصیت برای مصارف نظامیان فوق العاده جالب و مهم است.
“مثلا با استفاده سطح پائینی از تشعشات فرکانسی رادیویی Low Level RFR  می توان گروهای بزرگی از نظامیان را نسبت به مواد شیمیایی و بیولوژیکی که در سطح وسیعی پراکنده شده است حساس کرد.در این صورت تمام این نظامیان که در معرض تشعشع رادیویی قرار گرفته اند به خاطر تغییری که در خاصیت تراوایی سد خونی مغزشان روی داده است،این مواد شیمیایی و بیولوژیکی را جذب می کنند و سم یا دارو بر آنها اثر می کند.در صورتیکه همین مواد شیمیایی که در محیط پخش شده اند بروی افراد عادی که در معرض تشعشع قرار نگرفته اند،اثری نمی گذارد”[۱۵] 

خوب خودتان تصور کنید،از چنین توانای خارق العاده ای چه استفاده های نظامی بیشماری که نمی توان کرد؟؟!

یکی از موارد استفاده از این تکنولوژی ها برای مقاصد جاسوسی است.

مثلا می خواهند پیام یا صدایی را برای فرد یا جاسوسی ارسال کنند و مطمئن شوند که به جز او هیچ کس دیگر این صدا را نمی شنود.

برای انتقال صوت و صدا حتی راههای آسانتری نیز وجود دارد.یکی از این راهها استفاده از ایمپلنتهای کاشتنی Implants  هست.

مثلا حلزونهای گوشی که به صورت ایمپلنت در گوش فرد کاشته می شوند.به آنها Cochlear implants می گویند.

این ایمپلنت ها سیگنالهایی را به مایع درون گوش داخلی می فرستند.یا ایمپلنتهایی وجود دارند که ارتعاشات صوت و صدا را از طریق رسانایی که استخوانها دارند منتقل می کنند.

مثلا با استفاده از مواد خاصی برای پر کردن دندان به این هدف دست می یابند.این مواد توانایی خاصی دارند که می توانند سیگنالهای رادیویی شنوایی را جمع آوری کرده و آنها را از طریق استخوان فک و جمجمه به گوش داخلی منتقل کنند و نهایتا سوژه قادر می شود تا صدایی که بقیه نمی شنوند را بشنود.

در این رابطه یک دستگاه دیگر نیز وجود دارد که توسط دکتر جوزف دلگادو Dr.Joseph Delgado اختراع شده است. این دستگاه از سیمهایی تشکیل شده است که از نقاط خاص و استراتژیکی در مغز عبور می کنند و نهایتا به یک گیرنده/فرستنده رادیویی متصل هستند که در زیر پوست فرد کاشته شده است.

با استفاده از این دستگاه دکتر الگادو موفق شده است تا احساسات خاصی را در افراد دیگری تحریک کرده و شبیه سازی کند.او با استفاده از این دستگاه و فقط با فشار دادن یک دکمه می توانست احساساتی از قبیل تحریک جنسی،اضطراب یا دلواپسی،خشونت و پرخاشگری را در سوژه مورد آزمایش خود بوجود آورد.[۱۶] 

در ابتدا این تجهیزات بروی حیوانات خصوصا شامپانره ها آزمایش شده و سپس بروی انسانها آزمایش شد.

البته تمام مطالعات و تحقیقات دولت آمریکا در زمینه امواج میکرو ویو و تله پاتی مصنوعی پس از پایان یافتن جنگ سرد ادامه یافته و حتی رشد و پیشرفتهای بسیار بیشتری نیز کرده است.

 

آخرین ویرایش: 1394/11/13
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.
 
ADMIN
01:26 - 1395/02/08
0
منبع:

wikipedia
محمد
20:50 - 1401/03/18
0
من قربانی کنترل ذهن هستم