فریب گردشگران خارجی در شأن ایرانیان نیست/ جایگاه کشورمان را حفظ کنیم

تیتر شهر:گردشگران خارجی وقتی وارد ایران می شوند انتظار دارند که همان صفت هایی را که در از خود ایرانی ها شنیده اند در عمل ببنید. همه ما گفته ایم که ایرانی ها میهمان نواز هستند، اما چرا زمانی که یک گردشگری خارجی را می بینیم آن را به عنوان یک کیسه دلار می انگاریم و سعی می کنیم به هر طریقی که شده از او پول بیشتری بگیریم.
یا چرا زمانی که عامه مردم با یک فرد غیر ایرانی مواجه می شوند به او خیره نگاه می کنند و گویی او از دنیای دیگری آمده. تمامی این رفتار ها و دهها رفتار دیگر در مواجه با توریست های خارجی در کشور برگفته از عدم آموزش و نهادینه کردن برخورد با افراد غیر ایرانی است. شاید هیچ گردشگر اروپایی انتظار نداشته باشد مردم عادی مسلط به زبان انگلیسی باشند اما قطعا توقع دارند زمانی که از یک تاکسی استفاده می کنند یا در هتل نیازمند یک راهنمایی هستند مخاطبانشان بلد باشند آنها را راهنمایی کنند. در کشورهای توریست پذیر، رانندگان تاکسی مخصوص گردشگران آموزشهای بسیار زیادی را می بینند به طوری که به راحتی می توانند گردشگران را راهنمایی کرده و با آنها تعامل کنند. اما این مسئله در ایران به هیچ عنوان توجه نشده و این بی توجهی سبب می شود رفتارهایی به دور از قائده بروز کند و شعنیت ایرانی را پایین بیاورد.
از فكرهاي اشتباه ما در قبال خارجيها به ويژه جهانگردان اين است كه گمان ميكنيم آنها افراد مناسبي براي تيغ زدن هستند. در حالي كه ما لازم است اصول مشتري مداري را در قبال جهانگردان نيز رعايت كنيم. لبخند زدن و احترام گذاشتن به مشتري و ارائه خدمات مناسب به او اصول اصلي مشتري مداري هستند كه نه تنها در قبال خارجيها بلكه در قبال خريداران كالا و خدمات داخلي نيز بايد رعايت شوند و بقاي صنايع در شرايط رقابت جهاني به آنها بستگي دارد.
در واقع در كشورهاي موفق در زمينه صنعت توريسم اين مشتري مداري به خوبي رعايت ميشود. تركيه نمونه اين كشورها است. در اين كشور رستورانها، هتلها و بخشهاي خدماتي ديگر با هم رقابت ميكنند تا با قيمت مناسب تر خدمات بهتري نسبت به رقيبشان به جهانگردان ارايه دهند و حداكثر رفاه را براي او فراهم آورند. هدف آنها اين است كه توريست دفعه بعد هم به هتل يا رستوران آنها مراجعه كند. يا در كشور فرانسه توريستها براي خريد كالا از معافيت مالياتي برخوردار ميشوند و در هنگام خروج از كشور با ارايه رسيد خريدها، پول مالياتي كه از شهروندان عادي كسر ميشود به آنها پرداخت ميشود. در حالي كه يك فكر اشتباه در بخشهاي خدماتي ما اين است كه جهانگرد همين يك بار به آنها مراجعه ميكند و بنابراين بايد با او گران تر حساب كنند.
يك خارجي كه براي مأموريت در ايران به سر ميبرد، از اين بابت شاكي است. او ميگويد: «هر بار كه به تنهايي به رستوراني ميروم قيمت غذا را براي من گران تر حساب ميكنند. بنابراين هميشه با يك ايراني به رستوران ميروم. در مورد كرايه تاكسي هم همين طور است. رانندهها فكر ميكنند كه هر كرايهاي كه بخواهند حق دارند از من بگيرند. بنابراين سعي ميكنم ميزان كرايه هر مسير را بفهمم و حتماً پول خرد همراه داشته باشم».
برخي از هتلها هم به شيوهاي كه فكر ميكنند زرنگي است به خارجيها ميگويند خدماتشان را به يورو يا دلار هم ارائه ميكنند و در اين ميان مقدار زيادي از ما به التفاوت را براي خود برمي دارند.
اين تفكر حتي در بخشهاي خدماتي دولتي نظير موزهها نيز وجود دارد. گاهي قيمت بليت يك موزه براي يك خارجي به چند برابر قيمت عادي هم ميرسد. تمام اين پولها در نهايت براي صنعت توريسم ما ثروتي را به همراه نميآورد، ولي چون قيمت تمام شده سفر را براي جهانگرد بالا ميبرد، هر چه قدر هم كه او از طبيعت و آثار ديدني كشورمان لذت برده باشد براي بار دوم كمتر تمايل دارد به كشورمان سفر كند.
تمام اين نمونهها نشان ميدهد كه نه تنها مردم ما بلكه حتي افرادي كه در بخشهاي خدماتي كار ميكنند در زمينه رفتار با خارجيها اطلاعات زيادي ندارند. رانندگان آموزش نديده نمى دانند با جهانگردان چگونه رفتار كنند. به ندرت آشپزهاى مجربى وجود دارند كه طريقه پخت غذاهاى ملتهاى ديگر را بدانند. گارسنها شيوه رفتار با مشترى را فقط به تجربه آموخته اند. رسانهها هم به مردم آموزش نمى دهند چگونه با جهانگردان رفتار كنند و...
نمونههاي ديگري هم در رفتار ما با خارجيها به چشم ميخورد كه همگي نيازمند تصحيح هستند. به عنوان نمونه بسياري از هموطنان ما با ديدن يك فرد خارجي سفره دلشان را براي او باز ميكنند و از همه زوايايي كه فكر ميكنند كشورشان مشكل دارد براي آنها صحبت ميكنند. اين كار ارزش و مرتبه كشوري قدرتمند كه از اولين تمدنهاي جهان با ميراثي كهن است را در نزد آنها پائين ميآورد. هر چند كه بي شك از نظر توسعه اقتصادي ما در حد كشورهاي پيشرفته نيستيم ولي موضوعات ارزشمند زيادي وجود دارد كه ميتوانيم به آنها بباليم. ضمن اين كه به طوركلي مردم بسياري از كشورها اصلاً دليلي نميبينند كه درباره مشكلات كشورشان به ديگران پاسخ دهند. به عنوان مثال ژاپنيها هنگامي كه درباره نحوه اداره كشورشان، يا حتي انتخابات آينده و اين كه به كه رأي ميدهند از آنها پرسش ميشود تنها لبخند ميزنند.
برخي نيز فكر ميكنند كه هيچ يك از خارجيها زبان فارسي بلد نيستند. در نتيجه در كنار آنها به صحبت درباره شان ميپردازند يا درباره آنها شوخي ميكنند. چهره كساني كه درباره يك خارجي شوخي ميكنند و سپس ميفهمند كه او به خوبي فارسي صحبت ميكند ديدني است. به اينها ميتوان نگاه كنجكاوانه عدهاي را افزود كه گاهي آزاردهنده ميشود.
نكته ديگر اين است كه بياموزيم توريستها تنها محدود به افراد موبور و چشم آبي كشورهاي اروپايي و امريكا نيستند. بلكه جهانگرداني از كشورهاي همسايه يا كشورهاي آفريقايي وارد كشور ما ميشوند كه ثابت شده برخي از آنها بيش از جهانگردان اروپايي پول خرج ميكنند ولي هميشه رفتارها با آنها مؤدبانه و توأم با ميهمان نوازي نيست.
در واقع لازم است كه رويه مشخصي را در رفتار خود با خارجيها از جمله جهانگردان در پيش بگيريم و اين رفتار را بدون تبعيض و بدون فكر خوش آمدن يا بد آمدن از اين يا آن به كار ببنديم. طبيعتاً اين رويه نياز به دادن آموزش هم به افراد عادي و هم به كاركنان بخشهايي دارد كه با جهانگردان يا خارجيها در تماسند و يا به نوعي ممكن است با آنها برخورد كنند. حتي اين آموزشها را ميتوان در كتابهاي درسي نيز گنجاند. اين جا است كه ميتوانيم بگوييم به توريسم به چشم يك فرصت نگاه كردهايم. زمانی که با یک آموزش درست بتوانیم یک سنت غلط را اصلاح کنیم خواهیم دید نگاه جهان به ایران تا چه اندازه تغییر خواهد کرد.




















































