ویژگی های لشکر زبده سپاه جاویدان (دوره هخامنشیان)

 

سپاه جاویدانامپراتوری هخامنشی (330-550 پیش از میلاد) از سپاهی نخبه متشکل از پیاده نظامی قدرتمند و بسیار مؤثر و کارا برخوردار بود که به این امپراتوری کمک کرد بسیاری از نقاط شناخته شده جهان را به تسخیر خود درآورد. این نیروها به عنوان محافظان (گارد) سلطنتی هم خدمت می کردند. تصاویر زیبایی از سپاه جاویدان بر دیوارهای شهر شوش، پایتخت آن دوران ایران نقش بسته است اما متأسفانه اسناد و مدارک تاریخی موجود درباره آنان تنها از دشمنان پارس ها به دست آمده و درواقع منابع بی طرفانه ای وجود ندارد.

 

نویسنده: کلی سیزپانسکی، کارشناس تاریخ آسیا

در رأس وقایع نگارهایی که درباره سپاه جاویدان صحبت کرده اند هرودوت مورخ یونانی ( 484 -  425 پیش از میلاد) قرار دارد. در حقیقت او منبع نام «سپاه جاویدان» است که ممکن است آن را غلط ترجمه کرده باشد. بسیاری از محققان بر این باورند که نام پارسی واقعی این محافظان سلطنتی، اِینوساییا (anusiya) به معنی مصاحب و همنشین بوده و اَنوزا (anausa) یا نامیرا (non-dying) که هرودوت به آن اشاره کرده نبوده است.

هرودوت همچنین می گوید که لشکر جاویدان، همیشه لشکری دقیقاً 10 هزار نفری بودند. اگر یک عضو سپاه جاویدان کشته، بیمار و یا زخمی می شد، یک نیروی ذخیره بلافاصله فراخوانده می شد تا جایش را پر کند.

همین موضوع تصویری از جاویدان بودن آنها به ما می دهد. هیچ منبع مستقلی در دست نیست که دقت اطلاعات هرودوت را تأیید کند اما هرچه که هست نام این سپاه زبده به صورت «ده هزار جاویدان» تا به امروز باقی مانده است.

نیروهای سپاه جاویدان با نیزه کوتاه، تیر و کمان و شمشیر مسلح بودند. آنها زرهی به شکل فلس ماهی می پوشیدند که با لباسی بلند یا به اصطلاح ردا پوشانده می شد. همچنین یک نوع پوشش سر داشتند که اغلب تیارا (tiara) خوانده می شد و بر طبق گزارش ها می توانسته برای محافظت از صورت در مقابل بادی که شن و یا گرد و غبار را بلند می کرده مورد استفاده قرار گیرد.

سپرهایشان از شاخه های قابل انعطاف (نظیر آن چه در ساخت سبد به کار می رود) درست شده بود. آثار هنری دوره هخامنشیان، سپاه جاویدان را آراسته با تزیینات طلا و جواهر و گوشواره های حلقه ای شکل نشان می دهند و هرودوت ادعا می کند که آنها همین لباس های گران قیمت را در هنگام نبرد می پوشیدند.

سپاه جاویدان از افراد گلچین شده و خانواده های اشرافی تشکیل شده بود. 1،000 نفر تراز اول، در انتهای نیزه هایشان انارهایی از طلا داشتند که به افسران و همچنین محافظان شخصی پادشاه اختصاص داشت. 9،000 نفر باقی مانده انارهای نقره در انتهای نیزه شان داشتند. اعضای سپاه جاویدان به عنوان بهترینِ بهترین های ارتش پارس، اقلام خاصی دریافت می کردند. در هنگام لشکرکشی، برایشان گاری هایی از تدارکات و آذوقه به صف می شدند که با قاطر کشیده می شدند و همچنین شترهایی بودند که غذاهای خاصی را تنها برای آنها حمل می کردند. قطار قاطرها همچنین زنان مورد علاقه و مستخدمانی را به همراهشان می بردند.

مثل بیشتر موارد در امپراتوری هخامنشی، در عضویت سپاه جاویدان هم همه اقوام، دست کم نخبگان گروه های مختلف قومی، فرصت برابر داشتند. گرچه بیشتر اعضای سپاه جاویدان از قوم پارس بودند، این سپاه شامل مردان اشرافی از امپراتوری های ایلامی و ماد که قبلاً سرزمین شان فتح شده بود هم می شد.

 

سپاه جاویدان در هنگام جنگ

به نظر می رسد که ایده داشتن یک گارد سلطنتی نخبه و زبده از کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی منشأ گرفته باشد. کوروش از این سپاه به عنوان  پیاده نظام سنگین در لشگرکشی هایش برای تسخیر ماد، لیدیه و حتی بابل استفاده کرد. کوروش با پیروزی آخرش، یعنی پیروزی بر امپراتوری بابل در نبرد اوپیس در 539 پیش از میلاد، توانست خودش را «شاه چهار گوشه جهان» بنامد.

در 525 پیش از میلاد کمبوجیه دوم، پسر کوروش، ارتش فرعون مصر که پسامتیخ سوم نام داشت را در نبرد پلوزیوم شکست داد و تسلط پارس ها را به سراسر مصر نیز گسترش داد. در این فتح هم به احتمال زیاد سپاه جاویدان به عنوان گروه تهاجمی خدمت می کرد. سپاه جاویدان بعد از لشکرکشی به بابل چنان ترسی ایجاد کرده بود که فینیقی ها، قبرسی ها و اعراب یهودیه و شبه جزیره سینا همگی تصمیم گرفتند به جای این که با پارس ها بجنگند با آنها متحد شوند.

همین امر در را به روی مصر، از راه صحبت، گشود و کمبوجیه از این امکان استفاده کامل را برد.

امپراتور سوم هخامنشی، یعنی داریوش بزرگ هم به همین ترتیب سپاه جاویدان را در فتوحاتش در سند و بخش هایی از پنجاب (در حال حاضر در پاکستان قرار دارند) به کار گرفت. گسترش امپراتوری به هند، به پارس ها اجازه دسترسی به مسیرهای غنی تجاری از میان هند و همچنین دسترسی به طلا و دیگر ثروت های این سرزمین را داد. در آن زمان احتمالاً زبان های ایرانی و هندی هنوز به قدری شبیه یکدیگر بودند که متقابلاً فهمیده می شدند و پارس ها از به کارگیری نیروهای هندی در جنگ هایشان  بر ضد یونانیان بهره مند شدند.

داریوش همچنین درگیر جنگی سخت با عشایر سکایی شد و در سال 513 سال قبل از میلاد آنها را شکست داد. داریوش به احتمال زیاد لشکر جاویدان را برای محافظت از خودش حفظ کرده بود اما نیروی سواره نظام در برابر دشمنی با قدرت تحرک بسیار بالا مانند سکاها بسیار مؤثرتر از پیاده نظام سنگین بوده است.

اما سخت ترین کار ارزیابی منابع یونانی است در هنگامی که جنگی بین سپاه جاویدان و ارتش یونان در می گرفته است. مورخان عهد باستان، هیچ تلاشی برای توصیف بی طرفانه نمی کردند. بر اساس منابع یونانی، سپاه جاویدان و دیگر سربازان پارس، تهی و زن نما بودند و در مقایسه با همتایان یونانی شان خیلی کارایی نداشتند. اگر این چنین بوده پس چگونه ایرانیان، یونانیان را در جنگ های متعدد شکست دادند و سرزمین های زیادی را در مجاورت قلمرو یونانی ها تصرف کردند. واقعاً جای تأسف دارد که هیچ منبع پارسی ای وجود ندارد که تعادلی با منابع یونانی برقرار کند.

در هر صورت، داستان سپاه جاویدان ممکن است در طول زمان دچار تغییر شده باشد اما واضح است که حتی با معیارهای این زمان و مکان هم که آنها یک نیروی جنگنده محسوب می شوند.

 

منبع:

http://asianhistory.about.com/od/iran/fl/The-Persian-Immortals.htm

 

آخرین ویرایش: 1395/12/28
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.