خزرها و اولويت سركوبي آنان ـ خزرها که به دست اشکانیان پراکنده اروپا شدند و بعدا ازمیان رفتند
http://www.iranianshistoryonthisday.com
جولای سال 199 ميلادي و طبق نوشته برخي از مورخان و برپايه تطبيق تقويمها؛ 26 جولای، بلاش چهارم شاه اشكاني ايران اقوام مهاجر خزر را كه ازشمال شرقی آسياي ميانه به سوي غرب به حركت در آمده و دسته اي از آنها وارد برخي از مناطق ساحلي درياي مازندران (درقفقاز) شده و درحال دست اندازي بيشتري بودند به آن سوي دربند (تلفظ روسي آن: دربنت) عقب راند. بلاش با اين كه در معرض حمله نيروهاي «سه وروس» امپراتور روم بود كه وارد ساحل شرقي مديترانه شده و قلمرو ایران را تهدید می کردند، به بيرون راندن خزرها اولويت داده بود و با ارسال يك پيام صلحجويانه به «سه وروسSeverus»، ارتش ايران را مامور بيرون راندن خزرها كرده بود و موفق شد.
«خزر» در لغت به معناي «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قبایل ترکیک به سوی غرب، پیش از مهاجرت هونها، آوارها و بلغارها صورت گرفته بود. خزرها در قرون پنجم تا سوم پیش از میلاد در جنوب روسیه امروز از غرب کزّاّخستان کنوني تا دریای سیاه (غرب اوکراین فعلی) مستقر شده و اقوام ایرانی سیتی (سیتیا) و ساماتیان را که در این مناطق زندگی می کردند پراکنده و یا مقهور خود ساخته و در مناطق متصرفه «خان نشین» ایجاد کردند. شماری از سیتی ها و ساماتیان به آناتولیا و اروپا رفتند که در اروپا دسته ای از آنان «آلان» خوانده می شدند.
خزرها که قبلا اقوامی چادرنشین بودند و در جستجوی مرتع و سبزه زار دست به مهاجرت زده بودند در اواخر قرن سوم پیش از میلاد وارد قلمرو ایران در قفقاز شدند که دولت اشکانیان واکنش نشان داد، نخست آنان را به داغستان و چچن امروز و سپس به غرب اوکراین امروز عقب راند که در این منطقه قرنها بعد گرفتار و درگير روس های کی يفان (Kievan Rus = Kievskaya Rus) شدند که قبلا اين روسها خراج گذار خزرها بودند. کي يفان روس در منطقه وسيعي ميان درياي سياه، ولگا و لهستان زندگي مي کردند که اينک سه کشور روسيه، اوکراين و بلاروس شده است.. اعراب مسلمان پس از تصرف ايران در صدد حمله به اروپا از طريق قفقاز بودند كه همين خزرها مانع اين كار شده بودند كه بعدا مسلمانان عرب از طريق آفريقاي شمال غربي (جبل طارق) قدم به آن قاره گذاشتند. روس های کی يفان بازهم از خزرها دست نکشيدند، خزرها شکست خوردند و در شمال اروپای شرقی و حاشیه اروپای مرکزی پراکنده و ذوب در ساکنان محلی شدند و اثری از ایشان باقی نمانده است.
خزرها پس از عقب رانده شدن از قفقاز توسط ارتش اشکانیان، به دين يهود گرويدند و گفته شده است كه يهوديان «اشكنازي» كه در اروپاي شرقي و نقاط ديگر پراكنده اند همين خزرها هستند. بلغارها که از پامير (رشته کوههای میان تاجیکستان و افغانستان) به حرکت درآمده و در اصل پارسي زبان بودند جای آنان را در منطقه ای از ولگا تا دریای سیاه گرفتند. بلغارهاي ولگا هنوز واژه هاي پارسي قديم را بكار مي برند.
با اين كه خزرها ديگر وجود نداشتند، روسها پس از درپيش گرفتن سياست جهانگيري و توسعه و برپايه منافع سياسي خود درياي مازندران را «خزر» خوانده اند. يونانيان باستان، اين دريا را به نام قوم ايراني «كسپين ـ كاسپين» ساكن ساحل جنوب غربي آن كه شهر قزوين به نام ايشان است درياي «كسپيان Caspian Sea» ناميده بودند كه بين المللي شده است.
برغم از میان رفتن خزرها، معلوم نیست که چرا در ایران «کسپیان سی Caspian Sea (دریای قزوین)» را هنوز دریای خزر می خوانند و امروزه اصرار در بکار بردن این واژه دارند!. در قرن جاري هجري سه بار به روزنامه هاي ايران و مولفان كتب درسي و معلمان مدارس توصيه اكيد شده بود كه خزر را درياي مازندران بگويند و بنويسند، يكبار در 1307، بار ديگر پس از ملي شدن نفت و از سال 1330 و بار سوم از سال 1335 و تاسيس سازمان هواشناسي و انتشار اخبار پيش بيني وضع هوا در رسانه ها. در دهه هاي 1330 و 1340 (1950 تا 1970) سازمان هواشناسی ایران به روزنامه هایی که دریای مازندران را دریای خزر می نوشتند گزارش وضعیت هوا نمی داد و این روزنامه ها باید این گزارش را از دست دوم (از خبرگزاری پارس) می گرفتند.




















































