کشتار لاسوگاس و تقدس اسلحه
کشتار لاسوگاس بیسابقهترین کشتار در قرن بیستم کشور آمریکا محسوب میشود؛ این قتلعام بهوسیله شخصی به نام «استفان پداک» در زمان برگزاری کنسرت موسیقی روی داد.
در دقایق اول، گمان رسانهها این بود که این عملیات تروریستی داعش به سبک اروپاست اما خلاف حوادث شبیه به این در آمریکا، عامل این فاجعه هیچ جنبه غیرعادی و سابقه مشکوکی در زندگی شخصیاش نداشت؛ مثل پرونده خلافکاری، افسردگی، ناراحتی روانی، کششهای سیاسی یا نژادی، یا خدمت در ارتش. پداک بازنشسته ۶۴ ساله، با درآمد بالا، (حسابدار) از طبقه متوسط، صاحب چندین خانه بود که آنها را اجاره داده بود. بنابراین مقامات میخواهند بدانند انگیزه اصلی پداک در حقیقت چه بوده است. در آن شب کذایی وقتیکه نیروی پلیس به اتاق پداک در هتل رسید، جسد او را یافتند که خودکشی کرده بود اما مهم اینکه در اتاقش تعداد کثیری تجهیزات مثل دوربین نظامی و سلاح یافتند که اکثر آنها تفنگهای سنگین اتوماتیک بود. در آمریکا دسترسی شهروندان معمولی به سلاحهای سنگین خیلی راحت و آسوده است. به عبارت دیگر، جامعه آمریکا مشکل اساسی و بسیار جدی با سلاح و اسلحه (در بین مردم) دارد. حداقل، سالی دو بار چنین تیراندازیهای اتفاق میافتد اما لابیهای تولیدکننده اسلحه که درآمد بالایی از فروش اسلحه دارند، از مطرحشدن لوایحی که توزیع سلاح بین مردم را ضابطهمند کند، با موفقیت جلوگیری میکنند.
ارقام و آمار رسمی دولت حاکی از آن است که در کشور آمریکا حدود ٣٠٠ میلیون عدد سلاح در دست مردم موجود است و سالانه ٣٠ هزار نفر بهوسیله این سلاحها کشته میشوند. چند سال پیش بخشی از بوروکراسی دولتی در آمریکا میخواست که مسئله خطر سلاح در جامعه را مورد مطالعه قرار دهد، اما کنگره تهدید کرد که در صورت چنین اقدامی، بودجه آن دفتر را قطع خواهد کرد. در فرهنگ و جامعه آمریکا، روایتهای غالب برنامههای پاپ و تلویزیون و تبلیغات به مردم القا میکند که اسلحه جزئی از هویت تاریخی آمریکا بوده و این میراث حق طبیعی و خدادادی شهروندان است که سلاح داشته باشند و دولت در هیچ موردی حق ندارد که این آزادی شهروندان را سلب کند. در این روایت فرهنگی، سلاح بهعنوان یک ابژه و شئ دیده میشود. در چنین جامعهای افراد ناتوان تنها با تهیه یک سلاح بر این حس خود غلبه میکنند؛ یعنی سلاح قدرت مردانگی را نیز القا میکند. بعضی برای سرگرمی اسلحه خود را تمیز و روغنکاری میکنند، گویی که یک فندک گرانقیمت است. برخی نیز کلکسیون دارند، بهعنوان مثال رابرت مرسر Mercer میلیاردری که در زمان انتخابات به دونالد ترامپ کمک مالی فراوانی کرد، بزرگترین کلکسیون مسلسل را در منزل خود نگه میدارد. طراح معروف لباس، بیژن پاکزاد، آمریکایی ایرانیتبار، یک تپانچه طلایی برای مشتریان سطح بالای خود طراحی کرده بود. دو هفته پیش در رقابت پیشانتخاباتی حزب جمهوریخواه در آلاباما، روی مور یکی از آن دو کاندیدا در حین سخنرانی با غرور خاصی اسلحهای را از جیب بیرون کشید و به مردم نشان داد. در نمایشگاههای اسلحه، مردم میتوانند سلاح شبهاتوماتیک هم تهیه کرده و بخرند. منتقدان قوانین کنونی میپرسند که چرا شهروندان به سلاح پرقدرت نظامی دسترسی دارند؟ متمم دوم قانون اساسی آمریکا، سلاح را برای شهروندان مجاز میداند؛ اما در آن زمان، آمریکا جامعه بسیار متفاوتی بود؛ اکنون آمریکا نیازمند قوانین مناسب جامعه کنونیاش است. از طرف بعضی نهادهای مدنی تلاش شده که در مورد توزیع اسلحه در آمریکا یک «بانک اطلاعاتی سراسری» ایجاد شود، اما لابیهای اسلحه با نفوذ خود در کنگره از آن جلوگیری کردهاند. در حادثه خونین لاسوگاس مدتزمان شلیک به مردم حدود ١١ دقیقه بود، متخصصان به این نتیجه رسیدند که در ١٠ ثانیه، پداک ٩٠ گلوله شلیک کرده است. لایحه ملی مالکیت و حمل اسلحه از سال ١٩٣٢ در آمریکا حاکم بوده و در سال ١٩٨۶ مورد بازنگری قرار گرفت. منتقدان بر این باورند که در آن سالها چنین سلاحهای خطرناکی اصلا وجود نداشت. بعد از کشتار لاسوگاس جامعه و کنگره آمریکا آچمز شده و اکنون باید دید آیا این فاجعه راه را برای تغییر قوانین حمل سلاح باز خواهد کرد؟
فرید مرجایی




















































