جزئیات جدید از پرونده قتل ستایش

مجتبی فرحبخش، وکیل امیرحسین، نوجوانی که دست به قتل ستایش زد میگوید: از خانواده امیرحسین پولی نگرفتم، اگر ازآنها پولی میگرفتم امکان دفاع در این پرونده وجود نداشت چون همه فکر میکردند به خاطر پول است که از چنین پروندهای دفاع میکنم در حالی که معتقدم هر متهمی، حقوقی دارد و نباید یکجانبه به موضوعات نگاه کرد
به گزارش خبرآنلاین، این وکیل دادگستری به بیان جزییات قتل ستایش، توسط امیرحسین پرداخت، توضیح داد که چرا برای نجات جان امیرحسین تلاش میکند و چه جوابی به موافقان اعدام این نوجوان دارد.
متن کامل گفتوگو با مجتبی فرحبخش، وکیل قاتل ستایش را در ادامه بخوانید:
چه شد که وکالت این پرونده را قبول کردید؟
منظورتان از شرایط خاص، چه شرایطی است؟
روایت امیرحسین از روز ماجرا چیست؟
چه کسی به او مشورت داده؟
یعنی امیرحسین میگوید تحت تاثیر مشروبات الکلی دست به قتل زده؟
او قبل از ورود من به پرونده و بعد از آن، بارها به این موضوع تاکید کرده. آن روز به دلیل افسردگی و فرار از آن، مشروب الکلی مصرف کرده بوده، آن هم از نوع غیراستاندارد. در حد زیادی از این عرق استفاده کرده بوده و به قول خودش سیاه مست بوده. میگوید تحت تاثیر این مشروبات و در حالی که از خود بیخود بوده، دست به این عمل زده است. چند لیوان از این عرق استفاده کرده بوده و آن هم با شکم خالی که تاثیر آن را بیشتر کرده. من هم با قرائن عدیدهای این را برای دادگاه مسجل کردم اما متاسفانه مورد پذیرش قرار نگرفت. در ابتدا هم این شبهه مستی وجود داشت و رییس شعبه که اشراف کامل به پرونده داشت رای به اعدام و قصاص نداد اما اکثریت با قضاتی شد که رای به اعدام و قصاص دادند.
یعنی نه اختلال سلوک را پذیرفتند و نه شبهه مستی را؟
بله از منظر اکثریت قضات، مستی رافع مسوولیت و اختلال سلوک مخل رشد وجود نداشت. مجددا تاکید میکنم که فضای دادرسی باید تحت سایه افکار عمومی قرار نگیرد، قاضی باید فارغ از این فشارها رای صادر کند و تحت تاثیر فشار افکار عمومی نباشد. وقتی قاضی قبل از قطعیت رای، مدام مصاحبه و مکرر بر جزییات دلخراش پرونده تاکید کند، طبیعی است که افکار عمومی اینطور خواهان مجازات یک نوجوان شوند آن هم به شدیدترین شکل ممکن. تمام مصاحبههایی که انجام میشد بر خانواده ستایش تاثیر میگذاشت و آنها را به اجرای قصاص مصممتر میکرد.
اما مگر اینطور نیست که صلاحدید قاضی و در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، میتواند در صدور حکم موثر باشد؟
تاثیر افکار عمومی بر میزان مجازات شاید اشکالی نداشته باشد. مثلا قاضی بگوید که افکار عمومی مشوش شده و من به جای هفت سال، ده سال حبس میدهم اما در انتساب بزه و تشخیص ارکان جرم این کار به شدت خطاست. به این معنی که قاضی بگوید من میدانم او تحت تاثیر مشروبات الکلی بوده یا این که میدانم ثبات روانی و شخصیتی ندارد؛ اما به خاطر افکار عمومی آن را در نظر نمیگیرم! من برای امیرحسین لوایح دفاعیه مفصلی ارائه دادم و به تمام موارد مرتبط اشاره کردم و امیدوار بودم که مشمول ماده 91 قانون مجازات اسلامی قرار بگیرد که متاسفانه چنین نشد.
ماده 91 چه میگوید؟
این که اگر رشد و کمال عقلی مرتکب، ثابت نشود یا حتی اگر رشید بودن او مورد تردید قرار بگیرد، مجازات قصاص و اعدام برای او صادر نمیشود. ما همین مورد را برای چند نوجوان دیگر به کار بردیم که به نظر من از نظر شخصیتی از امیرحسین باثباتتر بودند، اما مورد قبول قرار گرفت و مشمول اعدام نشدند. اما درمورد پرونده امیرحسین، این ماده اجرا نشد.
شما میگویید امیرحسین ثبات روانی ندارد، پزشکی قانونی نمیتوانست این حکم عدم رشد را برای او صادر کند؟
به نظر من، پزشکی قانونی، رشد و کمال عقلی را در این پرونده یک مفهوم روانپزشکی تلقی کرد و نظر به عدم رشد نداد. ماده 91 یک ماده تازه تاسیس است و هنوز تفسیر متقنی از این مفاهیم به دست نیامده. ما در راستای ماده 91، از پزشکی قانونی نمیخواهیم که بگوید مرتکب، اختلال روانی ندارد بلکه این مطلب را میخواهیم که آیا این نوجوان، قوه تمیز و تشخیص، مثل افراد بزرگسال دارد یا نه؟ این موضوع باید توسط قضات هدایت شود و پزشکی قانونی به جای ترجمه و تفسیر روانپزشکی مفاهیم رشد و کمال عقل، باید به معنای عرفی آن توجه کند. جالب است بدانید که مفاهیم رشد و کمالالعقل، از دل سنت فقهی ما استخراج شده و فقهای متقدم و متاخر ما به آنها اشاره کردهاند؛ بنابراین قضات برای تفسیر صحیح آنها باید افزون بر رجوع به نظر روانپزشکان و روانشناسان، به کتب فقهی و حقوقی هم مراجعه کنند.
به حکم پزشکی قانونی اعتراض نکردید؟
اعتراض کردم ولی مورد پذیرش قرار نگرفت.
قرار بود امیرحسین چند هفته پیش اعدام شود که ناگهان این حکم اجرا نشد. چرا اجرای حکم به تعویق افتاد؟
تعویق اجرای حکم تصمیم دستگاه قضایی بود ولی استدلال ما این بود که اگر به تفسیر ایران از کنوانسیون حقوق کودک پایبند باشیم ایشان 18 سال قمری را تمام کرده نه 18 سال شمسی را. هرچند چنین تفسیری از کنوانسیون هم ایراد بنیادین دارد و من نمیتوانم آن را بپذیرم. امیرحسین در هنگام ارتکاب جرم تنها 16 سال داشته، او تازه مرز بلوغ شرعی را رد کرده بود. کنوانسیون به سن زمان ارتکاب نظر دارد نه سن زمان اعمال کیفر.
این شرایط چرا شامل زیر افراد 18 سال میشود؟ مگر یک روز بیشتر از آن سن باشند چه تغییری در قدرت تمیز ایجاد میشود؟
این یک قرارداد بینالمللی است که گذاشته شده، وقتی دیده شده بیشتر انسانها در 18 سالگی به قدرت تشخیص کافی میرسند، آن را ملاک قرار دادند و کنوانسیون حقوق کودک بر اساس آن تعیین کرده که این سن به عنوان یک ملاک قرار بگیرد. البته سابقه فقهی هم در این زمینه داریم وماده 91 مسبوق به سابقه فقهی است؛ هم در بین متقدمین و هم متاخرین فقها داریم که درباره رشد صحبت کردهاند.
گفته میشود این حکم قرار است حدود دو ماه دیگر انجام شود. تا آن زمان، امید مجددی برای نجات جان امیرحسین دارید؟
اگر خانواده ستایش، نسبت به قصاص گذشت کنند، شاید بتوانیم برای مجازات اعدام راهکار ماده 477 آیین دادرسی کیفری را اعمال کنیم که میگوید اگر رای قطعی شود، بنا به دستور قوه قضاییه، یک بار دیگر امکان رسیدگی هست.
برای دفاع از امیرحسین، به چه مواد قانونی میتوان استناد کرد؟
قانون مجازات اسلامی در سال 1392 و قانون آیین دادرسی کیفری یکسری تمهیدات خوبی برای نوجوانان زیر 18 سال در نظر گرفتهاند که اگر اجرایی شود، میتواند به رویکردهای بازپرورانه کمک کند. ما میکوشیم این موارد انجام شود و رفته رفته به یک رویه قضایی منتهی شود، شخصا خیلی مایلم که این اتفاق درباره امیرحسین بیفتد و با نجات او از اعدام، بتوانیم این موضوع را به یک رویه تبدیل کنیم چراکه پروندههای مهم، تاثیر اساسی بر جهتگیریهای آتی قضایی میتوانند بگذارند. اما همانطور که گفتم، اولین نکته، تصمیم خانواده ستایش برای گذشت است، اگر آنها از قصاص نگذرند، امیدی برای نجات از اعدام نیست.
بنابراین مرگ و زندگی امیرحسین دست خانواده ستایش است؟
همینطور است. اگر خانواده ستایش قصاص را ببخشند، ماده 477 را شاید بتوانیم اعمال کنیم. من در همین جا نه تنها به عنوان وکیل مدافع امیرحسین، بلکه به عنوان یک معلم دانشگاه، از آنها تقاضای بخشش میکنم که این بزرگواری را به دیگران هم بیاموزند و جواب کار اشتباه امیرحسین را با لطف و گذشت بدهند. همانطور که آموزه قرآن ما هم این است که میگوید قصاص، حق ولی دم است اما در ادامه با لحن عجیب و تاکید بلیغ میفرماید اگر عفو کنید، بهتر است. حقیقتا لحن قران درمورد توصیه به عفو، اعجابآور است.
با خانواده ستایش دیدار داشتهاید؟
در جلسات دادرسی دیدار داشتهام، خانواده بسیار محجوبی هستند و هیچوقت از دایره ادب و متانت خارج نشدهاند. نه به من به عنوان وکیل مدافع و نه به خانواده امیرحسین هیچوقت بیاحترامی نکردند، اما خب طبیعی است که آنها هم در شرایط نامطلوب روحی و عاطفی هستند.
بر قصاص اصرار دارند؟
تا الان بر این موضوع اصرار دارند.
به دلیل تفاضل دیه زن و مرد، خانواده ستایش باید هزینهای برای قصاص بپردازند؟
قانون گفته وقتی قصاص و اعدام همزمان باشد، اگر ولی دم تقاضای قصاص نکند، اولویت بر اجرای اعدام است بنابراین نیازی به پرداخت دیه از طرف آنها نیست.
خانواده ستایش دعوت به گذشت از قصاص میشوند اما سوالی که مطرح میشود این است که عدالت، چطور اقتضا میکند فردی مرتکب جرم شود اما مجازات نشود؟ چه تسکینی برای خانواده ستایش وجود خواهد داشت؟
در پاسخ به بخش اول سوال باید بگویم نمیخواهیم که امیرحسین مجازات نشود، میگوییم مجازات او اعدام نباشد. درباره تسکین خانواده ستایش هم مساله اینجاست که اگر امیرحسین قصاص شود، آنها واقعا به آرامش میرسند؟ یا احساس ناخوشایند دیگری مبنی بر مرگ یک نوجوان هم به آنها دست میدهد؟ اگر به فکر تسکین خانواده ستایش هستیم، لازم است و حتی لازم بود پیش از این، رسیدگیهای لازم و مددکاری و خدمات روانشناسی برای آرامش آنها انجام شود نه این که هیچ توجهی به آنها نکنیم و فقط منتظر باشیم که با مجازات، آرام شوند. همانطور که قبلا هم گفتم، مجازاتگرایی راه حل معضلات نیست و حتی جامعه را تنبل میکند چون تصور میشود با اجرای مجازات، کار انجام شده و دیگر کاری نباید برای پیشگیری و اقدامات بازدارنده و بعد از آن برای بهبود شرایط قربانی یا نزدیکانش انجام دهیم.
تضمینی هست که اگر امیرحسین به جامعه برگردد، بازهم مرتکب چنین جرمی نشود؟
هیچوقت برای هیچ چیز تضمینی نیست. وظیفه فعلی ما تلاشی است که برای نجات یک نوجوان از اعدام انجام بدهیم، منتهی اگر امیرحسین به جامعه برگردد باید تحت نظارت و مراقبت باشد تا فرآیند جامعهپذیری را طی کند. جالب است که بدانید کارشناسان کانون اصلاح و تربیت میگویند آرامترین بچههای کانون، بچههایی هستند که نه مرتکب سرقت شدهاند و نه اعتیاد دارند، بلکه آنهایی هستند که در یک لحظه مرتکب قتل شدهاند. این یعنی آنها بر اثر هیجان دست به ارتکاب این جرم زدهاند و بازگشت آنها به جامعه هم به دلیل این که تنها در یک لحظه و از روی هیجان جرم انجام دادهاند آسانتر است. درباره امیرحسین هم همینطور است، بچههای کانون از او راضی هستند، میگویند با کسی درگیر نمیشود و در یک مجله داخلی کانون شروع به همکاری کرده است. قطعا کسی که در چنین شرایطی، تحت نظارت و مراقبت مربیان، به هنجارهای محیط پایبند است، اگر روزی به جامعه برگردد و تحت نظارت باشد و اقداماتی برای سلامت روان او در نظر گرفته شود می تواند زندگی متعارفی داشته باشد. کاری که در کشورهای دیگر انجام میشود هم همین است و به نتیجه رسیدهاند که مجازاتهای شدید برای نوجوانان چارهساز نیست. متاسفانه ما به مجازات به چشم یک عامل جادویی نگاه میکنیم در حالی که شواهد تجربی نشان دادهاند مجازاتها خیلی نمیتوانند تاثیر داشته باشند.
امیرحسین الان احساس پشیمانی میکند؟
خیلی زیاد.
امیدوار است بخشیده شود؟
ممکن است با حرفهای شما این سوال برای خیلیها مطرح شود که اگر خدای نکرده این اتفاق برای شما افتاده بود و به جای وکیل مدافع امیرحسین، در جایگاه خانواده ستایش بودید، باز هم اینطور با اعدام او مخالفت میکردید؟




















































