دختر دستفروش مصری با پای برهنه برنده مسابقه ماراتون شد.

 

 مروه حسن که در یک خانه ساده ومنطقه فقیر نشین محمودیه درجنوب خور  در اسوان مصر زندگی می کند، دختری است که احساسات مردم مصر بعد از برنده شدن در یک ماراتن برگزار شده توسط مرکز مجدی یعقوب برای حمایت از گردشگری در این استان را به خود جلب کرد.


مروه آنچه در طول شرکت خود در مسابقه اتفاق افتاد را هر چند شامل جزئیات دردناکی می باشد اما در عین حال حکایت از اراده دختر مصری است که فقر را به چالش کشیده و لحظات شادی را برای خود به ارمغان آورد ،که قابل خرید با پول نیستند را شرج می دهد. 

مروه گفت صبح جمعه زود که از خواب بیدار شدم تا به محل کارم برای فروش دستمال روبروی باغی در کرانه رود نیل بروم (مروه که مادرش را از دست داده برای کمک خرخ پدر کم درآمدش دستفروشی می کند)،دیدم جمع زیادی از بچه ها مقابل باغ هستند.

پیش مامورین برگزاری رفتم و پرسیدم چرا اینجا اینقدر شلوغ هست ، گفتند که مسابقه ماراتون قرار است که برگزار بشه،گفتم مسابقه مارتون یعنی چه ، گفتند یعنی مسابقه دوی صحرانوردی.

به یکی از آنها گفتم که منم میخوام شرکت کنم و همشون رو شکست میدم.مامور من رو پیش مسئولین برد و اونها هم بدون هیچ پول  مدرکی اجازه دادند تو مسابقه شرکت کنم.

مسابقه شروع میشد ،دیدم که بچه ها دارند کفش و لباس مخصوص رو می پوشند ولی من که کفش مخصوص نداشتم ،دمپایی خود رو در آوردم و منتظر سوت شروع شدم.

چون صبح زود از خونه بیرون اومده بودم ،صبحانه نحورده بودم و به خاطر اینکه مسابقه تا ظهر طول کشید ، درطول مسابقه احساس خستگی و از حال رفتن داشتم ولی تحمل کردم تا به مسئولین برگزاری مسابقه که به من اجازه شرکت دادند و به آنها قول اول شدن داده بودم ،نشان بدهم که من می تونم اینکار رو انجام بدم.

 

او ادامه داد که تا پایان مسابقه و بردن آن و قبل از رفتن به خانه همچنان گرسنه بود.علاوه بر این از مسئولین برگزاری مسابقات که به من اجازه شرکت دادند و من رو تشویق کردند ،تشکر و قدردانی می کنم.

روز بعد مسئولین به او جوایز ،مدال و بلیط پرواز با هواپبمایی نیل به او دادند.

مروه آرزو دارد که پزشک شده و به معالجه مجانی فقرا بپردازد.او می گوید که آرزو دارد که فشار زندگی بر پدرش که بیمار است کمتر شود.

پدر مروه که قبل از انقلاب ژانویه و فعال بودن گردشگری ناخدای قایق بود ، اکنون کارگر ساختمانی روزمزد است و از مروه به خاطر همدلی و مهربانی اش راضی است و به خاطر اینکه او نتوانسته از دوران کودکی خودش لذت ببرد تاسف می خورد اما به دلیل اراده قوی و پولادینش مورد لطف و محبت همسایگان است و هر ماه مقداری به او کمک مالی می کنند ولی او آنها را خرج خانه می کند.

العربیه

آخرین ویرایش: 1396/11/21
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.