شفر: کار باشگاه استقلال هم نیاز به تغییرات دارد!
varzesh3
وینفرد شفر، سرمربی استقلال تهران گفتوگویی ضبط شده با فردوسیپور انجام داده بود که مشروح بخش اول اظهارات او در زیر آمده است:
- در تیم کارلسروهه که سرمربی بودم، جدای از کاریزما، ما فوتبال خوبی بازی میکردیم و بارها توانستیم بایرن مونیخ و تیمهای بزرگ را شکست دهیم؛ 10 سال در آن تیم بودم و تیم را از لیگ دو به لیگ یک آوردم و به لیگ اروپا رفتیم.
- بایرن مونیخ هفت بازیکن از ما(کارلسروهه) جذب کرد؛ در فینال اروپا مقابل والنسیا 4 بازیکن از تیم ما در ترکیب بایرن بود؛ اولی هوینس پول میداد و بازیکنان ما را میخرید چون تیم ما وضع مالی خوبی نداشت؛ از پِی تا سقف خانه را ساختیم ولی حالا همه چیز خراب شده و تیم به لیگ سه رفته است.
- آیا شما(فردوسیپور) در آلمان زندگی میکنید که تا این اندازه اطلاعات دارید؟؛ مهمت شول را نخستین بار برابر کلن بازی دادم که یک گل زد؛ فوتبال واقعا عجیب و غریب است؛ دومین بازی اولیور کان و نخستین بازی مهمت شول بود؛ مردم اصتلاحا میگفتند باید کتم را در بیاورم؛ روی کاغذ تیم ضعیفتری از کلن بودیم ولی در نهایت 4 بر یک بردیم و آنطور خوشحالی کردم اما حالا سردم است و آن کت را میخواهم.
- جام حذفی ساده نبود.
- بزرگترین مشکل همین است که خیلی از اطرافیانم میگفتند باید در بازیهای حذفی با اختلاف سه، چهار گل برنده شویم، اما من این حرفها را از این گوش میشنیدم و از گوش دیگر در میکردم.
- اگر حریف ببازد، میگویند تیم لیگ پایینتر از استقلال شکست خورد و مشکلی نیست ولی اگر استقلال مغلوب شود، حرفهای زیادی پیش میآید.
- همه تیمها جلوی استقلال انگیزه دارند؛ وقتی گل نزنیم تیم حریف رفته رفته به خودش میآید؛ در فینال لازم نیست خیلی زیبا بازی کنید و باید برنده شوید.
- مشابه مراسم قهرمانی استقلال را دیده بودم؛ وقتی مردم بیرون زمین هستند مشکلی نیست ولی در خرمشهر تماشاگران از چپ و راست وارد زمین میشدند که این اتفاق خوبی نیست؛ ما هم عکس میگیریم و مشکلی نیست ولی اینکه دست آدم را میکشند، درست نیست.
- بدون طرفداران، موفقیت امکانپذیر نیست؛ بهترین هواداران را در ایران و یکی از بهترینهای آسیا را داریم؛ یک آقایی به نام اسماعیل در خرمشهر سنگ به چشمش خورد؛ به او میگویم باشگاه میخواهد به تو کمک کند و بهترین آرزوها را برای تو و خانوادهات دارد.
- تعریف فلافل را خیلی شنیدم ولی شاید دیگر باید مراقب وزنم نیز باشم؛ پسرم آنجا(خرمشهر) غذا خورد و گفت خوشمزه است!
- اینطور نبود که بگویم افراد داخل باشگاه نمیخواستند جام را ببریم؛ من اطراف باشگاه را گفتم؛ من عاشق ایران هستم که مردم با محبتی دارد و ما نیز طرفداران خوبی داریم.
- ایران فرش، خاویار، کباب، زعفران و همچنین شایعات خیلی خوبی دارد؛ از داخل باشگاه اینطور نبود که نخواهند قهرمان شویم چون در داخل باشگاه همه میخواستند ما قهرمان شویم؛ همه از قهرمانی تیم خوشحال بودند و میخواستند با جام عکس بگیرند.
- همیشه این شایعات وجود دارند و همه جا هستند؛ برای من مهم نیست ولی دوست ندارم وارد حریم شخصی من شوند.
- من درباره اردوی پیش فصل اخیر ارمنستان اطلاعات کامل دارم؛ تک ضرب و دو ضرب بازی میکنیم و کمتر توپ بلند میفرستیم؛ در امر تاکتیکی بهتر شدیم ولی در باشگاه هم نیاز است تغییراتی انجام شود؛ باید تعهدات به موقع عملی شود و پرداختها در زمان مقرر باشد؛ من از جان برای باشگاه و تعصب مایه میگذارم؛ میخواهیم تیم در دراز مدت در سطح اول آسیا باشد و به جایگاه واقعی خود برگردد.
- فوتبال ایران را خوب میشناختم؛ قبل از حضورم در استقلال از بازیکنانی مثل علی دایی، علی کریمی، وحید هاشمیان، مهدویکیا و ... شناخت داشتم.
- استقلال یک برند است؛ مثل رئال مادرید و بایرن مونیخ؛ بازیکنان باید بدانند در کدام تیم بازی میکنند؛ جوانانی که از آکادمی به تیم بزرگسالان میآیند، قلبشان آبی میشود و باید آکادمی باشگاه درست شود.
- زمان آمدنم به استقلال مستقیما به من نگفتند که هدف اصلی تیم نگه داشتن در لیگ است ولی این مسئله برای عدهای مهم بود.
- نمیخواهم از مربی قبلی بد بگویم ولی در جلسه اول تمرین فهمیدم بازیکنان خوشحال نبودند و روحیه نداشتند که به دنبال تغییر شرایط بودند؛ روز به روز دیدیم لبخند بازیکنان بزرگ و بزرگتر میشود.
- ابتدا چند برد داشتیم و بعد از باخت به پرسپولیس، متحول شدیم؛ وقتی میبازی همه ناراحت هستند ولی بازیکنان ما بعد از مسابقات خوشحال بودند.
- اول سر تمرین حاضر میشوم و آخرین نفر به رختکن میروم و با تمام بازیکنان حرف میزنم؛ وقتی یک بازیکن خوب نیست، او را به حال خودش رها نمیکنم و مدام با او حرف میزنم؛ شاید بازیکن مشکل آمادگی جسمانی دارد که برای او تمرین اختصاصی میگذارم.
- پژمان(منتظری) یک رهبر است؛ امیدوارم بیشتر لبخند بزند و از او میخواهم؛ امید ابراهیمی هم مثل یک ژنرال و فرمانده است؛ وریا هم همینطور؛ امید نورافکن جوان هم خوب است؛ امروز به اسماعیلی گفتم تو که 20 دقیقه آخر عالی بودی، چرا از اول اینطور کار نکردی؟
- به بازیکنان میگویم باید در زمان مناسب منتقل شوید و آمادگی مناسبی داشته باشید؛ علی کریمی در دبی بازی میکرد و سال 2005 بهترین بازیکن سال آسیا شد؛ در تعطیلات کریسمس او را در دبی دیدم و (بخاطر بیشتر شدن وزن او) گفتم این بازیکن سال آسیاست؟
- گفتم علی کریمی این نبود و سه، چهار کیلو وزن اضافهتری دارد؛ سطح فوتبال امارات مثل ایران نیست؛ اینجا به قدرت و آمادگی بیشتری نیاز دارد.
- به علی کریمی گفتم شنیدم بهترین بازیکن آسیا شدی؛ او بعد به بایرن رفت و با ماگات کار کرد؛ ماگات با کسی شوخی ندارد و هر روز اجبار میکند 20 کیلومتر بدوید ولی بازیکن خیلی خوبی بود؛ باور کنید.
- وقتی به آلمان میروید، باید اعتماد به نفس داشته باشید؛ باید بگویید میخواهم برنده شوم؛ وقتی یک بازیکن جدید میآید، رهبران تیم میبینند با او میتوانند به موفقیت برسند یا خیر؛ وقتی یک بازیکن خودش را نشان نمیدهد، تضمینی نیست او را قبول کنند.
- ما با کادرمان خیلی حرف میزنیم؛ سانی، ساشا و ... حرفشان را میزنند و ما یک تیم هستیم و با بازیکنان صحبت میکنیم.




















































