چرا شفافیت شاه کلید مسائل کنونی کشور است؟

 

بهاره آروین عضو شورای شهر تهران در سرمقاله امروز روزنامه ایران با عنوان شاه کلید شفافیت نوشت:شفافیت شاه‌کلید مسائل امروز ماست، ادعایی که می‌تواند در نظر اول چالش‌برانگیز جلوه کند، در واقع می‌توان پرسید در شرایطی که دولت و جامعه در ایران با شرایط بحرانی اقتصادی- اجتماعی مواجهند، سخن گفتن از شفافیت به چه کار می‌آید؟ ازقضا، تلاش برای ایجاد شفافیت در همین شرایط بحران‌زده است که سودمندی خود را آشکار می‌کند چراکه ایجاد شفافیت در همین شرایط فعلی جامعه حداقل سه فایده مهم دربرخواهد داشت:
عناوین اخبار روزنامه ایران در روز یکشنبه‌ ۱۰ تیر :
اولین فایده تلاش برای ایجاد شفافیت، ایجاد و افزایش اعتماد عمومی است. در واقع مسائل امروز جامعه ما آنچنان حاد و درهم پیچیده شده است که دولتمردان به تنهایی توان حل آن را ندارند، اصولاً مسائل اجتماعی جز با همفکری و همراهی و مشارکت آحاد جامعه قابل حل نیستند، اما در ایران یک مشکل بزرگ وجود دارد که با حاد شدن شرایط اقتصادی- اجتماعی، بیش از پیش عمیق و مسأله‌مند شده است: بی‌اعتمادی، یکی از وجوه اصلی فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران، همین بی‌اعتمادی فزاینده و در رأس آن، بی‌اعتمادی نهادی است. خیلی ساده مردم به دولت و ساختار‌های حکومتی بیش از پیش بی‌اعتماد شده‌اند و احساس می‌کنند شرایط سخت اقتصادی فقط برای مردم است درحالی‌که دولتمردان و خانواده‌هایشان خود در رفاه و آسایش روزگار می‌گذرانند. آن‌ها همه علت‌یابی‌ها و تبیین‌های رسمی از علل مشکلات‌شان را به دیده تردید می‌نگرند و راه‌حل‌های ارائه شده توسط دولت را گول‌زنک‌هایی بی‌خاصیت می‌پندارند، در چنین شرایطی است که یگانه راه برون‌رفت از باتلاق مسائل موجود را می‌توان نورافکندن بر هزارتو‌های تاریک بوروکراسی دولتی دانست چراکه شفافیت اعتمادساز است و ایجاد و افزایش اعتماد مردم به دولت، سنگ‌بنای هر نوع راه‌حل واقعی برون‌رفت از شرایط موجود است. مردم هرگز همراهی لازم با دولت برای گذر از شرایط سخت را نخواهند داشت مگر آنکه قبلش به دولت و عزم و اراده و توانش برای در پیش گرفتن بهترین راه‌حل‌ها و پیگیری منافع مردم اعتماد کرده باشند. شفافیت یکی از مهم‌ترین راه‌های ایجاد چنین اعتمادی است حتی اگر در مراحل اولیه شفافیت‌بخشی، این خود دولت باشد که آماج حملات و انتقاد‌ها قرار می‌گیرد، اما اعتمادی که از رهگذر ایجاد شفافیت سیستماتیک ایجاد می‌شود، چندین برابر آن هزینه اولیه، فایده دربرخواهد داشت، بخصوص اگر هزینه افشاگری‌های موردی گاه به گاه را به آن اضافه کنیم که بیش از هرچیز ازبین برنده اعتماد عمومی است و تنها در نبود شفافیت سیستماتیک امکان وقوع می‌یابد.
دومین فایده ایجاد شفافیت، فعال کردن نظارت همگانی و پیشگیری از فساد است. در واقع، وقتی رانت و فساد آنچنان سیستماتیک می‌شود که بخش‌های مهمی از نهاد‌های نظارتی و قضایی را نیز درون خود فرو می‌بلعد، یگانه راه برون‌رفت از شرایط، فعال کردن نظارت همگانی است. آن‌چیزی که می‌تواند در برخورد با مافیای پرقدرت برخوردار از رانت و نفوذ در دستگاه دولتی، پشتوانه نهاد‌های نظارتی و قضایی قرار گیرد، فشار افکار عمومی برای برخورد با آنهاست وگرنه هر نوع برخورد و راه‌حلی که بخواهد به شیوه مرسوم نهاد‌های نظارتی، با پیگیری‌های محرمانه به نتیجه برسد، در میانه راه از مسیر بازمی‌ایستد چراکه نفوذ ذینفعان آنچنان پرقدرت و فراگیر است که تمام آن پرونده‌های محرمانه را در یکی از کشو‌های میانه مسیر پیگیری بایگانی می‌کند. شفافیت از طریق فعال کردن نظارت همگانی باعث پیشگیری از تخلف و فساد می‌شود چراکه تمام آن ذینفعان و متخلفان که در رگ و پی ساختار عریض و طویل بوروکراسی دولتی ریشه دوانده‌اند، چه بخواهند چه نخواهند ناگزیر از توقف تخلفات و رعایت ضوابط قانونی خواهند بود، چون دیگر نمی‌توانند با لابی و اعمال فشار، نهاد‌های نظارتی و قضایی را از کار بیندازند، حالا عملکرد آن‌ها زیر رصد و نظارت چشمان تیزبین میلیون‌ها شهروند مملکت است که نه امکان لابی و اعمال نفوذ برای نادیده گرفتن تخلفات روی‌شان مؤثر است و نه مثل قبل، امکان سهیم کردن ناظران در منافع حاصل از تخلف هست.

آخرین ویرایش: 1397/04/10
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.