ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک

ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک

 

ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک

به گزارش تیتر شهر: تعداد کمی از ساکنان ده ونک ملاک هستند و خانه هایشان سند دارند؛ اما زمین های بخش قابل توجهی از این محله از بعد از انقلاب تا سال 82 بین ارگان های دولتی فروخته شد. آخرین عرصه باقیمانده از ده ونک که داخل آن بیش از 200 خانوار زندگی می کنند نیز سال 81-82 با سند سازی ای که به گفته ساکنان این محدوده توسط نوادگان وارث این زمین ها انجام شد؛ به شهرداری فروخته شد. 
ساکنان ده ونک می گویند که یک بار 29 مالک قبلی ده ونک قبل از انقلاب زمین های زراعی را در قطعه های کوچک به مهاجرانی که به این محدوده آمده بودند فروختند و یک بار نیز با سندسازی بخشی از عرصه این محله به شهرداری تهران فروخته شد و آنها شدند مالک اعیان خانه های خود. 
اما در کنار این مشکل ساکنان ده ونک؛ هجوم معتادان و کارتنخواب هایی که در حاشیه بزرگراه چمران روزگار می گذرانند؛ در زمین های اطراف اینجا و حتی داخله محله چهره فرسوده ده ونک را زشت و نازیبا کرده است.  بچه های ده ونک زمین برای بازی می خواهند. اما هر شب مجبورند در زمین های رها شده کنار حسینه درختان خشک شده را بشکنند و با چوب آن آتش روشن کنند. آتشی که معتادان زیادی را برای گرم شدن در شب های زمستان به دور خود می کشاند و آخر و عاقبت این نوجوانان معلوم نیست که چه شود؟
عمر 800 ساله ده ونک به سر آمده!

اهالی ده ونک، تاریخ محله‌شان را آن  طور که در کتاب های قدیمی آمده است؛ نمی دانند. برای بسیاری از اهالی این محله قدیمی؛ تاریخ ده ونک آن چیزی نیست که مستوفی  الممالک بعد از چندپاره کردنش ساخت. از نظر ساکنان؛ ده ونک تاریخی بیشتر از اینی که در کتاب ها آمده است؛ دارد. برای اهالی، تاریخ ونک به قدمت درختان کهنسالش و وجود مقبره قاضی الصابر(ع) است.  به همین دلیل که آنها اعتقاد دارند؛ تاریخی این ده قرار گرفته در دل پایتخت؛ عمر 800 ساله دارد.
ده ونک محله ای که نامش ذهن بسیاری از مردم را به سمت زندگی های متمولان تهرانی می کشاند؛ محله ای است بین سنت و مدرنیسم. 
محله ای که معابر تنگ و باریک آن؛ خانه های فرسوده اش بافت این محله را توسعه نیافته نشان می دهد. این در حالی است که درست یک محله آنطرف تر برج های سربه فلک کشیده و خانه های اعیانی نشان می دهد زمان برای ساکنان ده ونک نزدیک به یک قرن است که متوقف شده است.
ورزشکاران بااستعداد فراموش شده

آنطور که اهالی ده ونک می گویند؛ مجتمع ورزشی ونک یکی از قدیمی ترین سالن های ورزشی منطقه سه و شاید شهر تهران است.  ورزشگاهی با یک حیاط بزرک به مانند مدرسه که یک تور والیبال کهنه بر روی دو پایه سفید رنگ آهنی قرار دارد. 
سمت راست این ورزشگاه زمینی قرار دارد که درختان زیادی در آن قرار دارد و لابه لای درختان هم نیمکت های چوبی قدیمی که چند جوان روی آن نشسته اند و در سمت چپ هم یک سالن ورزش های رزمی و قدیمی ترین زورخانه تهران در کنار قرار گرفته است. 
ساعت 5 بعدازظهر است و نوجوانان 10 تا 15 ساله تازه با کیف های ورزشی خود دارند وارد ورزشگاه می شوند تا به سالن بروند. مربی تکواندو این ورزشگاه نگران بچه هایی است که ساکن ده ونک هستند. 
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
مجتبی اعتمادی می گوید:« در این ورزشگاه 4 قهرمان کشوری تمرین می کنند... بچه هایی که شاید خانواده هایشان فقیر باشند، اما با هر زحمتی که هست هزینه ورزشگاه را تامین می کنند تا قهرمان شوند..» 
این مربی ورزش دل پری از وعده های عملی نشده مسئولان شهرداری منطقه سهدر دوره گذشته دارد:«... یک بار چند نفر از شهرداری منطقه آمدند به ورزشگاه تا به خاطر قهرمانی نوجوانان در مسابقات کشوری تبریک بگویند... فقط گفتند:«دستتون درد نکنه اگر اجازه بدهید اینجا یک پلاکار تبریک برای قهرمانی بچه ها نصب کنیم و چند تا عکس بگیریم و بعد پلاکارد را برداریم... مسئول سرای محله هم یک بار به ورزشگاه آمدند و گفتند اسامی قهرمانان را اعلام کنیم تا برای آنها هدیه ای تهیه شود... قرار بود 4 تا طناب ورزشی به بچه ها هدیه بدهند... الان دو سال از زمانی که ما اسامی ورزشکاران قهرمان را اعلام کرده ایم می گذرد... اگر الان شما به پشت سرای محله بروید و نگاه کنید می بینید که روی 20 تا دوچرخه یک گونی بزرگ کشیده شده است... ازدو سال پیش شهرداری این دوچرخه ها را برای بچه های تکواندو کار این ورزشگاه گرفته است تا به عنوان جایزه قهرمانی به آنها بدهد...»
اعتمادی نگران نوجوانان و جوانان ده ونک است و می گوید:«... اعتقاد دارم که بچه های اینجا با استعداد هستند.... یک روز یکی از آقایان به ورزشگاه آمد و گفت بچه های ده ونک در زمینه ورزش هیچ چیزی نمی شوند... اما من گفتم که این بچه ها مقام می آورند و الان هم دو تا از تکواندو کاران این ورزشگاه در مسابقات نوجوانان در رشته کیک بوکسینگ نوجوانان آسیا شرکت کرده اند.... در این ورزشگاه ما تا حدودی می توانیم بچه ها را با ورزش سرگرم کنیم اما نوجوانانی که برای تفریح هم که شده به ورزشگاه نمی آیند؛ به طرف مواد مخدر کشیده می شوند... شما در همین باغ ایرانی و یا خیابان مجیدپور می توانید تعداد زیادی معتاد و کارتنخواب ببینید که در محله و یا در اتوبان شبانه روزی زندگی می کنند...کافی است که بچه هابه سمت این افراد کشیده شوند...»
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
در کنار سالن ورزش های رزمی؛ یک زورخانه قدیمی هم وجود دارد:«... حداقل 100 پهلوان قدیمی صبح های جمعه در این زورخانه ورزش می کنند... حتی آقای طالقانی مربی کشتی و مرحوم خطیب هم به این زورخانه می آمدند...» 
آنطور که آقای اعتمادی توضیح می دهد؛ بچه ها  ماهی 80 هزار تومان هزینه پرداخت می کنند:«...وقتی ما می توانیم با کمترین امکانات بچه های اینجا را نجات دهیم و قهرمان کنیم؛ من تعجب می کنم که چرا ارگان های ذیربط مانند شهرداری کاری نمی کند... جوانان اینجا دارند از بین می روند.... جوانان 13 - 14 ساله  اینجا گاهی شیشه می کشند... به شهرداری گفتیم ما مسابقه می گذاریم و شما جوایز آن را بدهید... گفتند که به نام شهرداری منطقه 3 این مسابقات را برگزار کنید.  عکس بچه ها را هم به عنوان قهرمان روی بنر زدند، اما جایزه ندادند... این در حالی بود که ما به بچه ها از طرف شهرداری قول دادیم که به شما جایزه می دهند اما این کار انجام نشد...در این ورزشگاه شاگردی دارم که در مسابقات مقام آورده و فدراسیون اعلام کرده در هر باشگاهی که بخواهد؛ می تواند بدون پرداخت هزینه تمرین کنند...حداقل بلیت استخر به بچه ها بدهند تا بچه ها فکر کنند شهردار منطقه به آنها جایزه داده است...»
کمک مربی این ورزشگاه از ساکنان قدیمی ده ونک است. او هم دل پری از مشکلات محله ای که در آن زندگی می کند؛ دارد:«... یکی از مشکلات محله ترافیک این محدوده است... در حال حاضر شهرداری منطقه بین 12 متری اول و امداد خودرو جدول کشیده است... در اینجا با وجود باریک بودن معبر خودروها دوبله می ایستند... وقتی هم که خودروها از خیابان سئول و چهاراه  آن  به سمت شیخ بهایی بپیچد؛ معبر در این محدوده از دو لاین به یک لاین می رسد و چهارراه سئول و خیابان 12 متری اول بسته می شود و ترافیک زیادی را در این محدوده به وجود می آورد. ...»
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
وجود مغازه های مکانیکی و صاف کاری واقع در ورودی ده ونک درست در کنار دانشگاه الزهرا(س) نیز یکی دیگر از مشکلات اهالی این محله است:«... یکی دیگر از مشکلات محله وجود مغازه های مکانیکی بعد از دانشگاه الزهرا است. اگر ساعت 12 ظهر به این محله بیایید؛ بین خودروهای عبوری و صاحبان این مغازه ها درگیری پیش می آید... آنها حتی حاضر نیستند خودروهایی که برای تعمیر جلو مغازه هایشان ایستاده را به کناری بکشند تا راه باز شود... مکانیکی ها ماشین ها را دو بله و سوبله پارک می کنند...»
خانه های بی سند که روی سر مردم خراب می شود
وقت اذان مغرب و عشا که می شود؛ درهای حسینیه محل برای اقامه نماز باز می شود و زنان و مردانی که سنی از آنها گذشته است؛ به سمت حسینیه می روند... «.... یکی از مشکلات ما در اینحا معابر باریک و خانه های قدیمی است... مثلا ده ونک بالای شهر قرار گرفته اما از همه جای تهران بدتر است...اکثر خانه های اینحا سند ندارند و در حال تخریب شدن است....قدیم ها خانه های اینجا را که می خریدند؛ قولنامه داشت و سند به ما ندادند...اینجا باغ ها و زمین های زراعی زیادی وجود دارد که مالکان اصلی زمین های خود را قطعه بندی کردند و به مردم فروختند... بعد گفتند مالکان اصلی ده ونک با این کار  همه را خانه دار کرده اند... اما نگفتند که خودشان به پول رسیدند و مردم اینجا را بدبخت کردند...»
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
این ها را زن میان سالی که خواهر شهید است می گوید وادامه میدهد.«... هر کسی که در این محله خانه ای داشته باشد غیر مجاز یکی دو طبقه به خانه اش اضافه می کند و بعد اجاره می دهد... اگر این محله را به سمت پایین که بروی وضعیت خانه ها خیلی وحشتناک است... اکثر ساخت و سازها غیر مجاز بوده است... شبانه می ساختند و صبح که از خوابند می شدیم می دیدیم که یک طبقه به یکی از خانه های محل اضافه شده است.... اینجا برای ساختن غیر مجاز باید پول به یک عده بدهیم تا چشمانشان را ببندند... دکه ای که در این محله وجود دارد و برای نظارت بر ساخت و سازهای غیر مجاز ایجاد شده برای رد کردن یک کیسه سیمان به داخل خانه ها هم پول می گیرد چه برسد به ساختن دو طبقه آن هم غیر مجاز... متاسفانه خانه های این محل از پایه مشکل دارد... خانه های اینجا را با عجله ساختند.. شهرداری می گوید که این محله می خواهد به فضای سبز تبدیل شود و اجازه ساحت و ساز و حتی تعمیر خانه ها را نمی دهد....» این خواهر شهید درباره سایر مشکلات محله می گوید:«... در همین پارک مقابل حسینیه معتاد زیاد است... داخل جوب ها زن و مرد معتاد در حال مصرف مواد مخدر هستند... با اینکه یکسری از این افراد را شهرداری جمع کرد اما باز هم هستند... بیشتر معتادان اینجا از داخل ماشین های پارک شده دزدی می کنند...» 

سال 81 عرصه خانه ها به شهرداری فروخته شد

«...حدود 38 سال است که در ده ونک زندگی می کنم... از اول هم به ما گفتند اینجا قرار است که این محدوده داخل طرح است... الان هم می گویند که قرار شود طرح فضای سبز  در این محدوده اجرا شود... که نه از اجرای طرح خبری است و نه تکلیف ما را روشن می کنند...». 
پرویز لشانی یکی از ساکنان قدیمی محله ده ونک است که از وضعیت زندگی در این محله به ستوه آمده است:«.... می خواهیم یک کیسه سیمان وارد خانه هایمان کنیم؛ باید به دکه سر محله مراجعه کنیم و برای این کار بین  100 تا 200 هزار تومان حق حساب به ماموران بدهیم... وقتی هم که پول ندهیم می آیند دم دم در خانه و از دیوار خانه بالا می روند و بدون اجازه وارد خانه می شوند....»
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
مردم ده ونک انگیزه شان را برای زندگی از دست داده اند و در برزخی قرار دارند که تمام شدن آن به دست شهرداری تهران و سازمان های مربوطه است:«... کسی به حرف ما گوش نمی دهد... ما جزو مرده ها هستیم... با ما مثل غاصبان زمین برخورد می شود...  از سال 57 به ما گفتند که به خانه هایمان سند می دهند...چند دفعه فرم به ما دادند پر کردیم و 5 سال دویدیم بعد دیدیم فرم ها قلابی بوده است. همین اواخر هم برای تهیه سند نفری 400 هزار تومن هم پرداخت کردیم، اما پولمان را خوردند.... دوباره گفتند می خواهند نقشه برداری کنند تا سند بدهند بعد ما هزینه مهندسی و  ثبت اسناد و ... را پرداخت کردیم... بعد گفتند زمین هایی که خانه هایمان در ان قرار دارد؛ متعلق به شهرداری است و قصد فروش این زمین هارا هم ندارد... زمانی که اینجا خانه می ساختیم، شهرداری ای وجود نداشت آن زمان ژاندارمری بود... و قتی روی این زمین ها راه می رفتیم پایمان داخل گل و باتلاق فرو می رفت... اینجا قبلا بیشتر زمین ها  کشاورزی بوده  که صاحب قبلی آن سند جعلی درست کرد و عرص خانه های ما را سال 81 به شهرداری تهران فروخت... هر دفعه یکی از مسئولان شهرداری به محله می آیند و  فقط می گویند عرصه این محله برای شهرداری است... بعد یکسری وعده می دهند که هیچکدام عملی نمی شود...  11 نامه به 11 ارگان نوشتیم و به دفتر مسئولین هم نامه زدیم؛ اما آنها هم می گویند اینجا برای شهرداری است...»
این ساکن پیر محله ده ونک اعتقاد دارد که با وجود این شرایط حتی شهرداری حاضر نیست حداقل امکانات را به ساکنان این محله بدهد:«... همین پارکی  که روبه روی حسینیه قرار دارد؛ یک سرویس بهداشتی ندارد... هرچند یک حسینه در اینجا وجود دارد اما درب های آن غروب ها هنگام نماز باز می شود... شهرداری امد اینجا سرویس بهداشتی بسازد اما مسئولان حسینه نگذاشتند این کار را انجام دهند...» 
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
به سراغ آسیب های اجتماعی محله که می رویم؛ همه از وجود مهمانان ناخوانده ای می دهند که اکثرا معتاد و کارتنخواب هستند:«... اینجا معتاد و کارتنخواب زیاد است...زیر پل مدیریت می خوابند، آتش روشن می کنند تا گرم شوند... شب ها کسی جرات نمی کند در خانه هایشان را باز بگذارند... معتادان چه زن و چه مرد لابه لای درخت ها می خوابند...»
پرویز لشانی می گوید:«... همه اینجا بازنشسته هستیم و یک حقوق بخور و نمیر داریم... وقتی شهرداری اجازه وارد کردن یک کیسه سیمان را به داخل خانه ام برای مرمت نمی دهد؛ برای چه قبض عوارض نوسازی که برای ما می فرستند را باید پرداخت کنیم؟... وقتی به من امکانات نمی دهند چه عوارضی از من می خواهند؟...»
فاضلاب محله و خانه ها را فرا گرفته

اصغر سلیمانی کارمند بازنشسته دانشگاه شهید بهشتی یکی دیگر از ساکنان قدیمی این محله است که از مشکلات ده ونک می گوید:«... سال ها پیش در این محله فاضلاب کشیدند... هر ماه فاضلاب این محله دچار مشکل می شود وقتی هم که با اداره آب و فاضلاب تماس می گیریم، برای رسیدگی نمی آیند... هر ماه بوی بد فاضلاب کل محله را برمی دارد... حتی دو روز گذشته فاضلاب داخل خانه های محله نشت کرد... پیگیری که کردیم، متوجه شدیم اداره آب و فاضلاب و پیمانکار آن به جای استفاده از لوله های 50 میلی متری از دو تا لوله 10 میلی متری استفاده کرده و این تاسیسات گنجایش فاضلاب کل محله را ندارد.... من از جمله ساکنانی هستم که حق انشعاب فاضلاب و حق تصفیه فاضلاب را 10 سال پیش گرفتم . وقتی زمین را کندند؛ متوجه شدند که خط سیر فاضلاب این محله مشکل دارد. به سازمان آب و فاضلاب مراجعه کردیم، گفتند شهرداری اجازه حفاری نمی دهد... وقتی به شهرداری مراجعه کردیم آنها هم گفتند چون این محله قرار است به فضای سبز تبدیل شود؛ مجوز کندن زمین را به ما نمی دهند... وقتی از شرکت آب و فاضلاب شکایت کردیم؛ گفتند که این مشکل را پیگیری می کنند...» 
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
این ساکن محله درباره زیر میزی هایی که برای تعمیر و ساخت غیر مجاز طبقات بیشتر باید به ماموران پرداخت کنند؛ توضیح می دهد:«...اگر بخواهیم خانه هایمان را تعمیر کنیم از 5 میلیون تومان به بالا باید زیر میزی بپردازیم... اگر هم این مبلغ را ندهیم ماموران می آیند دم خانه و آبرویمان را می برند... همه اینجا خلاف ساخته اند. در خیابان ولی عصر  این محله یک خانه 200 متر یک طبقه کامل ساخته است و شهرداری به سراغ مالک این خانه نرفته است...» 
برخی از ساکنان بلاتکلیف این محله هنوز امید دارند تا شاید شهرداری به عنوان مالک عرصه خانه های آنها اعیان این املاک فرسوده را نیز از آنها بخرد:«... اگر شهرداری در نظر دارد تا خانه های اینجا را بخرد باید منصفانه قیمت گذاری کند... یک جوری به ما پول ندهند که مجبور شویم در خیابان چادر بزنیم... در حال حاضر اعیان خانه های این محله را متری 4 میلیون تومان می خرند، و ما با این مبلغ تنها می توانیم در جنوب شهر خانه ای تهیه کنیم.... برآوردی که شهرداری منطقه برای خرید خانه های ده ونک انجام داده به 1000 میلیارد تومان بودجه نیاز است... الان هم کارشناسان شهرداری می گویند اعیان خانه های سنددار را متری 4 میلیون تومان می خرند.... عرصه و اعیان خانه های این محله مشکل دارد... چند سازمان از شهرداری تهران گرفته تا سازمان های دولتی مالک عرصه خانه های ده ونک هستند و همین مشکلات اهالی را اضافه کرده است...برای تعمیرات جزئی باید برویم و از شهرداری مجوز بگیریم که این کار را انجام نمی دهند... بالاخره ما اختیار این سرپناه را داریم یانه ؟ باید راهی پیش پای ما بگذارند تا مشکلات مردم اینجا حل شود.... » 
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
تفریح در میان شعله های لرزان آتش!
 
هوا که تاریک می شود؛آن سوی دیگر پارک مقابل حسینیه چند نفر از جوانان آتشی را از چوب های درختان خشکیده درست کرده اند و دور آن جمع شده اند... یک مرد کارتنخواب هم بی صدا خود را به کنار آتش بچه ها می رساند تا خود را گرم کند:«...داخل بوستان ایرانیان یک زمین بازی دارد که الان در آن به خاطر رنگ کاری بسته است و یک زمین بازی بچه ها هم ساخته شده که بیشتر اوقات اجازه استفاده از این زمین بازی را هم نمی دهند... ما فقط مجبوریم فوتبال در مدرسه بازی کنیم و عصر ها هم که جمع می شویم؛ آتشی روشن می کنیم و سیب زمینی زغالی درست می کنیم...»
بچه ها که می فهمند خبرنگار هستم؛ از مشکلاتشان در محله ده ونک می گویند:«... محله ما در منطقه سه بالای شهر قرار گرفته اما امکاناتش از منطقه 17 هم بدتر است... شما یک زمین چمن فوتبال برای ما درست کنیم تا به جای کنار اتش نشستن بازی کنیم.... قرار بود زمین آن طرف حسینیه را زمین چمن کنیم... خودمان بوته های زمین را کندیم و زمین را صاف کردیم حتی تیر دروازه ها را هم مشخص کردیم اما آقای جهانیان شهردار ناحیه آمدند و دور این زمین را فنس کشیدند و گفتند این زمین برای شهرداری است... خب پس ما باید چه کار کنیم.... ما الان برای بازی باید به یک سوله ورزشی ای برویم که از هر نفر 5000 تومان می گیرند... تازه اگر سالن جا داشته باشد که بتوانیم بازی کنیم...»
بچه های بیشتری دور آتش جمع می شوند؛ حتی باغبان پارک که با پای شکسته به سر کار می آید.:«...باغ بان این پارک هستم... پایم شکسته است.... دو هفته پیش بود که روی برف لیز خوردم.... اینجا اسمش پارک است، اما یک دستشویی ندارد و من باید با این پای گچ گرفته تا امامزاده پیاده برم... 27 سال است که در این ناحیه کار می کنم.. خانواده ام ساکن رباط کریم هستند و این روزها پسرم را هم سر کار آورده ام تا روزها پارک را جارو بزند و تمیز کند و من شب ها داخل دکه نگهبانی بدهم...» 
قدمت  ده ونک از امامزاده اش پیداست

تاریخچه این محله با قدمت امامزاده قاضی الصابر که در این محله وجود دارد؛ هم قابل تخمین است. این امامزاده از نوادگان امام سجاد(ع) و در گورستانی چند صد ساله در این محل واقع شده است. اما در قدیم در ده ونک درختان بسیاری از توت و گردو گرفته تا زالزالک وجود داشته که به مرور زمان این درختان و باغ‌ها از بین رفته ‌است. در ده ونک تعدادی قنات هم جاری بوده که در دهه ۷۰ به دلیل آنکه برای خانه‌ها مشکلاتی را به وجود می‌آورد یا برای ساخت فاضلاب، بسته یا کور شدند. از بخش‌های معروف و قدیمی ده ونک می‌توان به بازارچه، کوچه امامزاده، گل چمن (سر چمن)، زیر باغ نو، کوچه مسجد جامع، باغ بالا، میدون و سر پل اشاره کرد.
  محمد زاهدی، یکی از قدیمی‌های ده ونک است. او روزهایی را به یاد می‌آورد که برای آبادانی محله تلاش می‌کرد. حالا هم یکی از ساکنان محله است که از 63 سال پیش آنجا سکونت داشته و سه پشت از آنها در اینجا زندگی کرده‌اند. پیرمرد با دست محله‌شان را نشان می‌دهد که سال‌های دور باغ اختصاصی میرزا حسن مستوفی‌الممالک که چند دوره نخست‌وزیر ایران در دوره قاجار و پهلوی اول بوده است. باغ‌هایی که زاهدی به یاد دارد سال‌های دور در انقلاب سفید به رعیت‌ها سپرده شد اما بعد از آن و طی رویدادهای سیاسی دوباره به دست اربابان افتاد. زاهدی می‌گوید: «...اینجا از ابتدا یکی از دهات شمیرانات بود. بخشی از مردم اینجا هم از یکی از دهات‌های شیراز رهسپار تهران و ده ونک شدند....»
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
وی درباره تاریخچه ده ونک توضیح می دهد:«...قدمت این ده چیزی حدود 800 یا 900 سال است. یکی از مستندات آن هم امام‌زاده قاصی الصابر است که تاریخچه‌اش قدمت خود این محله را دارد...»
زاهدی یادی از خانه‌های قدیمی می‌کند:«....از قدیم همه خانه‌ها کاه‌گلی بود و طویله‌های دام‌هایشان آنجا بود. اما حالا آن خانه‌ها و کوچه‌ها از بین رفته و زندگی اینجا سبک شهری به خود گرفته است....» پایین‌تر از میدان را نشان می‌دهد که در کنار قناتی قدیمی یک دکه نگهبانی وجود داشت. میدان حالا وسط ده قرار گرفته که قبلاً اموات ده آنجا دفن می‌شدند، اما حالا قبرستان کوچکی کمی بالاتر از باشگاه محله برای درگذشتگان ساخته شده است. «...از میدان فعلی به پایین دروازه‌ای بود که در کنارش ساربانی قرار داشت تا مانع ورود افراد غیر بومی که اینجا ملک و باغی نداشتند شود چون اغلب مردم اینجا باغ محصولات زراعی داشتند. از میدان به بالا هم محل سکونت بومی‌ها بود که با دام‌هایشان زندگی می‌کردند.... مغازه‌های قدیمی هم با مردم بومی داد و ستد می‌کردند شیر و محصولاتشان را می‌گرفتند و در ازای آن شیر مواد خوراکی و مورد نیاز می‌دادند و این‌گونه زندگی خوبی را می‌گذراندند.... مردم ده ونک مردمان بسیار خوبی بودند هنوز هم هستند. همه چیز خوب بود تا وقتی که کشت و زرع از بین رفت و همه چیز تبدیل به آپارتمان شد...»
از این ساکن قدیمی ده ونک درباره مشکلات محله می پرسیم. او نبود پارکینگ به ویژه با ساخت باغ ملی را یکی از بزرگترین مشکلات محله می داند...
مشکل ونک از کجا شروع شد

مشکل این محله قدیمی از ساخت و سازها، بعد برج‌سازی در این محله سرسبز پرطرفدار شروع شد. به دنبال برج‌ها دولت هم هوادار ونک شد. اول وزارت راه به نزدیکی آفریقا آمد، بعد سازمان کشتیرانی، بعد بانک مسکن ساختمان اداری بزرگی را به مجموعه اضافه کرد. بعد شهرداری هم برای خودش در یک باغ قدیمی دفتری ساخت. شرکت اکتشاف نفت پایین قلعه ارامنه را ساخت و وسط یک تقاطع عجیب‌الخلقه یک سازمان عجیب‌الخلقه را اضافه کرد. نیروی انتظامی که به دنبال انقلاب باشگاه شاهنشاهی را گرفته بود، زمین‌های سرسبزش را به خانه‌های سازمانی تبدیل کرد تا به مشکل مسکن پرسنلش سر و سامانی بدهد. نمایشگاه‌های بین‌المللی هرساله بودند، هرماهه شدند و بعد هر هفته بالای ونک در خیابان سئول غلغله‌ای است. به اینها باشگاه انقلاب را باید اضافه کرد که در کناره پیاده‌رو باریکش یک دوجین مغازه و رستوران سبز شد و در این نقطه و آن نقطه‌اش سازمان‌های ورزشی کشور دفتر زدند. بالای شیخ بهایی را مرکز خرید ساختند، کنار میدان هم یکی بود، بزرگ‌تر شد، سر میرداماد شد پاتوق کامپیوتری‌ها، این‌طرف‌تر کار و تجارت هم شد محله کاسب‌ها، روبه‌روی هتل هما بی‌نصیب نماند مرکز خریدی ساخته شد و در حال ساخت است که مغازه‌های همکفش چراغ روشن کرده‌اند.
ده ونک، محله ای محروم در شمال تهران! /سقف های لرزان خانه های فرسوده ده ونک
ونک به محل اجتماع سازمان‌های غول‌آسا و ساختمان‌های بدقواره تبدیل شد. ولی خیابان‌هایش به همان باریکی ماندند که زمان محله قدیمی و سرسبز تهران بودند. حالا ونک هر شب کابوس هر راننده بخت‌برگشته‌ای‌ است که می‌خواهد به خانه‌اش برگردد. خیابان‌هایش قفل می‌کنند، چهارراه‌هایش را بند می‌آورند؛ و جالب است در محله پلیس، جایی که ستاد فرماندهی نیروی انتظامی کشور مستقر است تک و توک افسر از جان و اعصاب گذشته‌ای را می‌بینی که به رتق و فتق ترافیک مشغول باشد. در چهارراه‌هایش از چراغ قرمز خبری نیست، همه سد معبر می‌کنند، ورود ممنوع را می‌آیند، در مسیر ماشین‌های مقابل قرار می‌گیرند و راه را بند می‌آورند. انگار کسی نمی‌داند که آن که از روبه‌رو می‌آید باید بتواند برود تا چهارراه بعدی باز باشد تا بتوان رفت؛ و بعد بوق‌ها به صدا در می‌آیند تا ساکنان و رانندگان یکصدا به جان بیایند. ماشین‌های شاخ به شاخ شده تکان نمی‌خورند همه درمانده هستند. برای راننده‌ای بعید نیست که از سر سئول تا خیابان ونک یک ساعت در ترافیک بماند و حتی یک افسر راهنمایی و رانندگی نبیند. کاری نمی‌شود کرد، ترافیک قفل می‌کند.
آخرین ویرایش: 1397/05/12
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.