زنگ خطر ترافیک‌های کیفری سنگین به صدا درآمده!

 

انحرافات اجتماعی هم چون خودکشی ها، تن فروشی ها و از این قبیل موارد نیز معضلاتی حل نشده ای هستند که روز به روز به آمار آن ها اضافه می شود و متأسفانه هیأت اجتماع در قبال آن ها بی تفاوت است و اگر چه زنگ خطر از دیرباز به صدا درآمده، گویی کسی حاضر نیست صدای زنگ را بشنود تا از جامعه در حال سقوط احوالی بپرسد.

ترافیک کیفری سنگین بر شانه های مردم

 به گزارش «تابناک باتو»؛ انریکو فری دانشمند مکتب تحققی معتقد است که انسان چه از نظر زیستی و چه از نظر اجتماعی ناگزیر از ارتکاب جرم است و پیرو این امر هر محیطی حاوی مقدار معینی از جرم است که هر سال می توان در آمار کیفری یک کشور دید، همان گونه که میزانی از بیماری در یک اجتماع در زمان مشخص گریز ناپذیر است.

بالاترین سطح جرم در حالت عادی اشباع است و وقوع حوادثی هم چون انقلاب، جنگ یا قحطی می تواند در افزایش مجرمیت موثر باشد و در این جوامع میزان ارتکاب جرم از سطح متعارف و اشباع کیفری به فوق اشباع افزایش می یابد.

چنانچه سری به دادسراها در هر جای کشور بزنیم متوجه آمار بالای بزهکاری و بهتر بگویم یک ترافیک کیفری سنگین می شویم؛ ترافیکی که ریشه های اصلی آن را باید در حالت اکثریتی مشکلات عدیده اقتصادی و در پاره ای از موارد مشکلات فرهنگی و معدود در بیماری های روانی جستجو نمود.

هرچند کشور در حال حاضر درگیر جنگ در داخل مرزها نیست و قحطی هم ظاهرا عارض نشده، به نظر می رسد بزهکاری در حالت فوق اشباع به سر می برد. جرائم یقه سپیدی در لایه های مختلف از قشر فرادست تا فرودست موج می زند؛ با اینکه رقم سیاه آن بیش از حد تصور مسائل کلان اقتصادی کشور را دچار چالش کرده و قشر ضعیف و عامه اجتماع نیز جهت نیل به اهداف معیشتی خود ناگزیر از انتخاب ابزارهای غیر قانونی می شوند که بیش از هر زمانی موجبات انباشت بزهکاران در زندان ها را فراهم آورده اند.

ترافیک کیفری سنگین بر شانه های مردم

انحرافات اجتماعی هم چون خودکشی ها، تن فروشی ها و از این قبیل موارد نیز معضلاتی حل نشده ای هستند که روز به روز به آمار آن ها اضافه می شود و متأسفانه هیأت اجتماع در قبال آن ها بی تفاوت است و اگر چه زنگ خطر از دیرباز به صدا درآمده، گویی کسی حاضر نیست صدای زنگ را بشنود تا از جامعه در حال سقوط احوالی بپرسد.

اجتماعات صنفی و از جمله اجتماع قانونی معلمان که اخیراً با بداخلاقی و شماتت روبه رو شد، هرچند خواهان حقوق شهروندی مشروع خود و البته حقوق اولیه در هرم نیازهای اجتماعی مازلو هستند، با بی احترامی و بی اعتنایی به اصل ماجرا حاشیه ساز می شود.

در گوشه و کنار کشور ماموران محترم نهادی عمومی به ضرب و شتم دست فروشان می پردازد فارغ از تایید صحت و سقم اخبار مجازی در برخی موارد موضوع منجر به قتل شده و در برخی موارد نیز درگیری ها با چاقو انجام شده، آن چه مسلم است سخت گیری ها در بدترین شرایط اقتصادی محصولی جز طغیانگری نظریه فشار را به دنبال نخواهد داشت.

بستن مرزهای شهرهای مرزی که تنها راه درآمد آن ها تجارت اندک بین مرزی بوده در شرایط دلار....تومان و اعتصابات بازارها و هر آن چه می بینیم نه تنها در وضعیت کنونی موجبات پیشرفت اقتصادی را فراهم نخواهد آورد بلکه میزان بزهکاری را از فوق اشباع نیز عبور خواهد داد و گسترش ناامنی و نارضایتی محصولی جز ادامه آنومی یا ناهنجاری در بر نخواهد داشت و در نهایت طغیانگری را باز هم تجربه خواهیم کرد که بی شک گسترش آن به نفع هیچ کس نخواهد بود.

دردها ملموس و برجسته و مشهود هستند _ اظهر من الشمس _ مردم شغل می خواهند برای معیشت در شان، مردم امنیت اقتصادی می خواهند، مردم خواهان مسئولینی هستند که در دفاتر با دیوارهای شیشه ای همه چیزشان روشن و واضح باشد، مردم از رانت و اختلاس و رشا و ارتشا و... خسته اند از شب خوابیدن ها و روز بیدار شدن ها و دوبرابر شدن قیمت ها به مرز استیصال رسیده اند و ریشه دردها هم چیزی جز عدم تخصص در کارها نیست. امیدوارم تا دیر نشده هیات اجتماع با پیش بینی کارگروه های تخصصی و با به کارگیری خرد جمعی معایب و نواقص را مرتفع نماید.

احمدرضا ونکی

 

آخرین ویرایش: 1397/06/23
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.