گورباچف و میراث او
۹ شهریور ۱۴۰۱ - ۳۰ اوت ۲۰۲۲
آقای گوباچف ۹۱ سال داشت و مدت زیادی بود که با بیماری دست و پنجه نرم میکرد
میخائیل گورباچف، رهبر سابق شوروی، یکی از بانفوذترین چهرههای سیاسی قرن بیستم بود. او در زمان انحلال اتحاد جماهیر شوروی رهبر این کشور بود. در آن زمان بیش از ۷۰ سال از عمر اتحاد شوروی میگذشت، و این کشور از زمان جنگ جهانی دوم بخشهای وسیعی از آسیا و اروپای شرقی را تحت سلطه خود داشت. با این حال، وقتی او در سال ۱۹۸۵ فرآیند اصلاحات را شروع کرد، هدفش صرفا احیای اقتصاد راکد کشور و ترمیم رویهها و فرآیندهای سیاسی آن بود. او نمیدانست که تلاشهایش نقطه آغاز سلسله رویدادهاییست که نهایتا به پایان حکومت کمونیستی در اتحاد شوروی و همچنین دیگر کشورهای اقماری آن منجر خواهد شد.
میخائیل سرگئیویچ گورباچف در ۲ مارس ۱۹۳۱ (۱۲ اسفند ۱۳۰۹) در منطقه استاوروپول در جنوب روسیه بهدنیا آمد. پدر و مادر او هر دو در مزارع اشتراکی کار میکردند، و گورباچف خودش در ابتدای جوانی راننده ماشین دروی محصول کمباین بود. او در سال ۱۹۵۵ از دانشگاه دولتی مسکو فارغالتحصیل شد، و از همان زمان یکی از اعضای فعال حزب کمونیست بود. او سپس با همسر تازهاش رایسا به استاوروپول برگشت و ترقی سریع خود را در تشکیلات منطقهای حزب آغاز کرد. گورباچف به نسلی از فعالان حزب تعلق داشت که بعد از انقلاب سال ۱۹۱۷ روسیه متولد شده بودند، و دیگر حضور چهرههای سالخورده در ردههای عالی حزب را برنمیتابیدند. او در سال ۱۹۶۱ دبیر منطقهای سازمان جوانان حزب کمونیست شد و بهعنوان نماینده برای حضور در کنگره حزب انتخاب شد.
آقای گورباچف و همسرش رایسا به خوشپوشی شهرت داشتند
نقش او بهعنوان مدیر در حوزه کشاورزی به او امکان داد که دست به نوآوریهایی بزند، و این نوآوریها بههمراه جایگاه او در داخل حزب نفوذ او در منطقه را تا حد زیادی افزایش داد. گورباچف در سال ۱۹۷۸ به مسکو رفت و بهعضویت دبیرخانه کشاورزی کمیته مرکزی حزب در آمد. او تنها دو سال بعد به عضویت کامل دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب (پولیتبورو) برگزیده شد.
"ما میتوانیم با هم کار کنیم"
در دوران دبیرکلی یوری آندروپوف در حزب کمونیست گورباچف چند سفر خارجی انجام داد. او از جمله در سال ۱۹۸۴ به لندن رفت، و در آنجا تأثیر مثبتی بر مارگارت تاچر، نخست وزیر وقت بریتانیا، گذاشت. خانم تاچر در مصاحبهای با بیبیسی نسبت به آینده روابط با شوروی ابراز امیدواری کرد، و گفت: "از آقای گورباچف خوشم میآید. ما میتوانیم با هم کار کنیم." انتظار میرفت که بعد از مرگ آندروپوف در همان سال ۱۹۸۴، گورباچف جانشین او شود، اما در عوض کنستانتین چرننکو، که حال جسمانی مساعدی نداشت، به دبیرکلی حزب رسید. یک سال بعد چرننکو هم درگذشت، و گورباچف که در آن موقع جوانترین عضو پولیتبورو بود، جانشین او شد. او اولین دبیرکلی بود که بعد از انقلاب ۱۹۱۷ بهدنیا آمده بود و بعد از رکود سالهای حکومت لئونید برژنف، به قدرت رسیدن او حکم دمیدن هوای تازه در سیستم را داشت.
خوش پوش و خوش برخورد
شیکپوشی او و رفتار باز و بدون تکلفش با همه اسلافش تفاوت داشت. همسرش، رایسا، بیشتر شبیه بانوهای اول آمریکا بود تا دبیرکل حزب کمونیست شوروی. اولین وظیفه او احیای اقتصاد در حال احتضار شوروی بود، که تقریبا در آستانه از هم پاشیدن قرار داشت. همچنین او به اندازه کافی زیرک بود که بفهمد برای موفقیت اصلاحات اقتصادی، باید همزمان اصلاحاتی اساسی در حزب کمونیست انجام شود. راه حل پیشنهادی گورباچف برای این وضعیت دو واژه روسی را بر سر زبانها انداخت. او گفت که کشور به "پرسترویکا"، یا بازسازی، نیاز دارد، و ابزار لازم برای این کار "گلاسنوست"، یعنی شفافیت و فضای باز است. او خطاب به رهبران تشکیلات کمونیستی لنینگراد (سنپترزبورگ فعلی) گفت: "شما از بقیه اقتصاد عقب هستید. اجناس بنجل شما مایه شرمندگی هستند."
اگر بتوان گفت که جنگ سرد نقطه پایانی داشته، بیشک میخائیل گورباچف و رونالد ریگان نقش اساسی در ترسیم این خط پایان داشتهاند
پیش از سقوط، کنگره حزب کمونیست در سال ۱۹۸۶
اما او بهدنبال جایگزینی نظام اقتصاد دولتی با اقتصاد بازار آزاد نبود، و این موضوع را در سخنرانی سال ۱۹۸۵ برای نمایندگان حزب روشن کرد. بعضی از شما به بازار آزاد بهچشم جلیقه نجات اقتصاد نگاه میکنید. اما رفقا! شما باید بجای جلیقه نجات، بهفکر کشتی باشید، و نام این کشتی، سوسیالیسم است."سلاح دیگر او برای مقابله با رکود حاکم بر سیستم، دموکراسی بود. برای اولین بار برای برگزیدن نمایندگان کنگره خلق انتخاباتی آزاد برگزار شد. تلطیف ماهیت سرکوبگر حکومت باعث شد بسیاری از ملیتهای متنوعی که اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل میدادند، به جنب و جوش بیفتند. شورشهای سال ۱۹۸۶ در قزاقستان از شروع دورانی نا آرام خبر میداد.
آقای گورباچف و مارگارت تاچر ارتباط دیپلماتیک خوبی داشتند
فروپاشی شوروی
گورباچف میخواست به جنگ سرد خاتمه بدهد. او و رونالد ریگان، رئیس جمهوری وقت آمریکا، در مذاکراتشان بر سر کنار گذاشتن بخش قابل توجهی از سلاحها در چارچوب 'پیمان منع سلاحهای هستهای میانبرد' به توافق رسیدند. گورباچف همچنین اعلام کرد که بطور یکجانبه از نیروهای متعارفی شوروی خواهد کاست، و علاوه بر آن، به اشغال خونین و تحقیرآمیز افغانستان پایان داد. اما دشوارترین آزمون او در مواجهه با کشورهایی بود که به زور به قلمرو شوروی منضم شده بودند. در چنین جاهایی ایجاد فضای باز و دموکراسی باعث شد خواستههای استقلالطلبانه مجال طرح پیدا کنند، اما گورباچف در ابتدا با زور به آنها پاسخ داد. تجزیه اتحاد جماهیر شوروی از جمهوریهای بالتیک در شمال کشور شروع شد. لتونی، لیتوانی و استونی از مسکو جدا شدند، و به این ترتیب روندی آغاز شد که در ادامه به متحدان روسیه در چارچوب پیمان ورشو هم سرایت کرد.
گورباچف: شش ساله بودم که فهمیدم آلمانیها وجود دارند. پدرم مرا به روستای کناری برد که آلمانیهای روسیه در آن زندگی میکردند. آنجا جشنی به پا بود و پدرم برای من شیرینیهای آلمانی خرید. من به ویژه شیفته نانهای ادویهدار آلمانی شدم، شکلاتهای رنگارنگ و بیسکویتهای متنوع."/ میخائیل گورباچف نفر اول از سمت راست
اوج ماجرا آنجایی بود که در روز ۹ نوامبر ۱۹۸۹ (۱۸ آبان ۱۳۶۸) در پی تظاهراتی عظیم در برلین شرقی، شهروندان آلمان شرقی (سرسختترین متحد شوروی) اجازه یافتند آزادانه به برلین غربی بروند. شاید ۱۰ سال قبل از آن در چنین وضعیتی تانکهای روسی وارد عمل میشدند، اما واکنش گورباچف این نبود. او اعلام کرد که بحث اتحاد دوباره آلمان مسأله داخلی خود آلمانیهاست. اما در اوت ۱۹۹۱ (مرداد ۱۳۷۰) صبر کمونیستهای قدیمی به پایان رسید. آنها دست به کودتای نظامی زدند، و گورباچف که برای تعطیلات به ساحل دریای سیاه رفته بود، بازداشت شد. بوریس یلتسین، رئیس حزب در مسکو، با استفاده از این موقعیت در مقابل کودتا ایستاد، تظاهرکنندگان را دستگیر کرد و در ازای آزادی گورباچف، تقریبا همه قدرت سیاسیاش را از او گرفت.
عملگرا
پادکست چشمانداز بامدادی رادیو بیبیسی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
پادکست
پایان پادکست
شش ماه بعد گورباچف دیگر در قدرت نبود؛ حزب کمونیست غیرقانونی اعلام شد و روسیه در راه آیندهای تازه و نامعلوم قدم گذاشت. در سراسر جهان میخائیل گورباچف مورد تحسین قرار میگرفت، اما در خود روسیه هیچگاه اعتبار سابقش را بدست نیاورد. وقتی در سال ۱۹۹۶ نامزد ریاست جمهوری شد، کمتر از ۵ درصد آرا را کسب کرد. او همچنان در سراسر جهان مورد احترام بود و جوایز و نشانهای متعددی از دولتها، دانشگاهها و سازمانهای دیگر دریافت میکرد، و از جمله در سال ۱۹۹۰ برنده جایزه صلح نوبل شد. گورباچف در کشور خود موضوعیتش را از دست داده بود، اما غیر از روسها برای بسیاری از مردم چهره یک قهرمان را داشت.
در سال ۲۰۱۱ در ضیافتی که به مناسبت تولد هشتاد سالگی او در رویال آلبرت هال (Royal Albert Hall) لندن برگزار شد و چهرههای مشهوری در آن حضور داشتند، کوین اسپیسی، بازیگر معروف گفت: "او کشورهای جدید زیادی ایجاد کرده، و در نتیجه مسابقه آوازخوانی یورو ویژن دو ساعت از قبل طولانیتر شده است." میخائیل گورباچف سیاستمداری عملگرا و منطقی بود، و فکر میکرد میتواند شوروی را اصلاح و حفظ کند. اما در تلاش برای حفظ اقتدار متمرکز سیستم کمونیستی، متوجه این امر نشد که در اتحاد شوروی و فراتر از مرزهای آن میلیونها شهروند زندگی میکنند که صبرشان به سر آمده است.
یکی از آخرین عکسهای آقای گورباچف که در کنار او شان پن، هنرپیشه آمریکایی حضور دارد
کیسینجر: گورباچوف خدمت بزرگی به بشریت کرد
واکنش دفتر ولادیمیر پوتین به خبر فوت گورباچف
دفتر ریاست جمهوری روسیه به خبر درگذشت میخائیل گورباچف واکنش نشان داد.
به گزارش مشرق، پس از اعلام خبر درگذشت میخائیل گورباچف؛ دفتر ریاست جمهوری روسیه به این خبر واکنش نشان داد.
در همین ارتباط نیز، «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی کرملین در سخنانی اعلام نمود که پوتین عمیقاً بابت مرگ گورباچف تسلیت میگوید و صبح برای خانواده و دوستانش تلگرام تسلیت ارسال خواهد کرد.
میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی در بامداد چهارشنبه درگذشت. در همین ارتباط نیز، خبرگزاری تاس به نقل بیمارستان مرکزی محل بستری گورباچف روز سه شنبه اعلام کرد که «میخائیل گورباچف»، اولین رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوروی در ۹۱ سالگی درگذشت. گورباچف اولین و آخرین کسی بود که منصب ریاست جمهوری اتحاد جماهیر شوروی را بدست آورد. تا قبل از او، رهبران اتحاد جماهیر شوروی به عنوان دبیرکل حزب معرفی میشدند.
گورباچف در ۲ مارس ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در سال ۱۹۵۵ از گروه حقوق دانشگاه دولتی مسکو فارغ التحصیل شد و بعداً در سال ۱۹۶۷ تحصیلات دوم را از مؤسسه کشاورزی استاوروپل دریافت کرد. گورباچف در سال ۱۹۵۲ به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۷۱ به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست درآمد.
گورباچف در دورهای که رهبری حزب کمونیسم را برعهده داشت، برنامههای گلاسنوست - سیاست بحث آزاد در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی - و پرسترویکا، سیاست اصلاحات سیاسی و اقتصادی را ترویج کرد.
او اولین و آخرین رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوروی بود که در انتخابات مارس ۱۹۹۰ برنده شد و در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ استعفا داد.
گورباچف همچنین در سال ۱۹۹۰ برنده جایزه صلح نوبل شد. پس از کناره گیری از ریاست جمهوری شوروی، او به فعالیتهای اجتماعی و فعالیتهای ادبی مشغول شد.
همچنین یک منبع نزدیک به گورباچف گفته است که پیکر او در قبرستان نوو دیویچیه مسکو در کنار همسرش به خاک سپرده خواهد شد.
این منبع گفت: میخائیل همانطور که خواسته بود در کنار همسرش رایسا در قبرستان نوو-دیویچیه به خاک سپرده خواهد شد.
غیبت پوتین؛ هزاران نفر در تشییع جنازه گورباچف شرکت کردند

هزاران نفر در مسکو روز شنبه برای واپسین بار به میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی و معمار اصلاحات سیاسی منجر به پایان جنگ سرد، ادای احترام کردند.
غایب بزرگ این مراسم ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، بود که بنا به اعلام کرملین به دلیل مشغله کاری فرصت حضور در آن را نداشت.
شرکتکنندگان با حضور در تالار مشهور «خانه اتحادیهها» از کنار تابوت گورباچف عبور میکردند. ایرینا، دختر گورباچف، و دو نوهاش از جمله کسانی بودند که در کنار تابوت روباز آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی حضور داشتند.
او اواخر روز شنبه در کنار همسرش رایسا در قبرستان «نُوُدِویچی» به خاک سپرده شد.
گورباچف در روز ٣٠ اوت در سن ٩١ سالگی و به دلیل یک «بیماری جدی و طولانی» درگذشت.
میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۵ سکان رهبری حزب کمونیست و اتحاد جماهیر شوروی را به دست گرفت و طی شش سال پرتلاطم شاهد فروپاشی پرده آهنین، اتحاد مجدد آلمان، و در نهایت فروپاشی شوروی بود.
کرملین بهرغم انتخاب تالار «خانه اتحادیهها» برای مراسم، از نامیدن آن به عنوان یک تشییع جنازه دولتی خودداری کرد. به گفته دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، این مراسم «عناصری» از یک تشییع جنازه دولتی همانند گاردهای افتخاری و کمک دولت به سازماندهی آن را دارد.
اعلام تشییع جنازه دولتی برای گورباچف، نه تنها پوتین را مجبور به شرکت در آن میکرد بلکه مسکو را ملزم به دعوت از رهبران خارجی میکرد و ظاهرا کرملین در بحبوحه تنشهای فزاینده با غرب به دلیل لشکرکشی به اوکراین تمایلی به آن نداشت.
تنها مقام خارجی بلندپایه در مراسم تشییع جنازه گورباچف نخستوزیر مجارستان بود که از منتقدان تحریمهای غرب علیه روسیه است.
دمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت ملی روسیه و رئیس جمهوری این کشور در خلال سالهای ٢٠٠٨ تا ٢٠١٢، در این مراسم حضور داشت. او پس از حضور در این مراسم، در رسانههای اجتماعی ایالات متحده و همپیمانانش را به مهندسی فروپاشی روسیه متهم کرد و آن را «بازی شطرنج با مرگ» نامید.
روز شنبه پرچمهای آلمان در برلین، پایتخت این کشور، به احترام گورباچف که در زمان فروپاشی دیوار برلین رهبر شوروی بود، نیمهافراشته بودند.

جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا در پی درگذشت میخائیل گورباچف آخرین رهبر شوروی بیانیه ای صادر کرد.
بایدن در این بیانیه نوشته است: «میخائیل گورباچف مردی با آیندهنگری کمنظیر بود. زمانی که به قدرت رسید جنگ سرد برای حدود ۴۰ سال و کمونیسم برای مدتی طولانیتر با پیامدهای ویرانگر ادامه داشت.»
رئیسجمهوری آمریکا در ادامه نوشته است: «در آن زمان، تعداد کمی از مقامات بلندپایه شوروی شجاعت پذیرش این را داشتند که همه چیز باید تغییر کند. من در آن زمان به عنوان عضوی از کمیته روابط خارجی سنا دیدم که او به دنیال تغییر و حتی فراتر از آن است.»
بایدن در ادامه به تلاش بیوقفه گورباچف و همکاری او با رونالد ریگان برای کاهش زرادخانههای هستهای آمریکا و شوروی اشاره کرد و افزود: «اقدامات او باعث شد که مردم سراسر جهان برای پایان مسابقه تسلیحات هستهای دعا کنند.»
رئیس جمهوری آمریکا در ادامه به سیاستهای کلیدی گورباچف، در عرصههای سیاست و اقتصاد موسوم به گلاسنوست و پروستریکا اشاره کرد و افزود: «پس از چندین دهه سرکوب وحشیانه سیاسی، گورباچف اصلاحات دموکراتیک را پذیرفت. او به گلاسنوست و پروستریکا - گشایش و بازسازی - نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان مسیری رو به جلو برای مردم اتحاد جماهیر شوروی اعتقاد داشت.»
جو بایدن افزود: « اینها عملکرد یک رهبر نادر بود، فردی با تصور آیندهای متفاوت و شجاعت به خطر انداختن تمام حرفه خود برای رسیدن به جهانی امنتر و آزادی بیشتر برای میلیونها نفر. او حتی سال ها پس از ترک سمت خود همچنان عمیقاً درگیر این قضیه بود.»
رئیس جمهوری آمریکا با اشاره به دیدار خود با گورباچف در سال ۲۰۰۹ نوشته است:« زمانی که آقای گورباچف سال ۲۰۰۹ از کاخ سفید بازدید کرد، ما برای مدت طولانی در مورد کار مداوم کشورهایمان برای کاهش ذخیرههای هستهای آمریکا و روسیه صحبت کردیم. به سادگی قابل درک بود که چرا بسیاری در سراسر جهان برای او احترام زیادی قائل بودند.»
بایدن در پایان عمیقترین تسلیت خود را به خانواده و دوستان گورباچف و مردمی که در همه جا از «اعتقاد او به دنیای بهتر» بهرهمند شدند ابراز داشت.



























































