تفکر طراحی چیست

تفکرطراحی با بهره گیری ازاصول خلاقیت و متدهایی که طراحان درحل مسائل خود استفاده می کنند درصدد حل مسائلی برمی آید که راه حلهای موجود قادر به حل آنها نیستند ویاموجب ارزشزایی نمی شوند مسائلی که گاه خارج از دنیای متعارف طراحی هستند ولی شیوه تفکر طراحی میتواند باعث کشف و تعریف آنها شود

تفکر طراحی بدون شک یکی از راه های حل خلاقانه مساله است که با بهره گیری از اصولی منحصر بفرد نظیر انسان محور بودن چرخه ای و غیرخطی بودن پروسه و بهره گیری از ساخت نمونه های اولیه می تواند ازدیگر روشهای حل خلاقانه مساله درحل مسائل پرچالش و پیچیده کارامدتر و تاثیر گذارتر ظاهر شود . همچنین تفکر طراحی نه تنها قابلیت ارایه راه حلهای نوین را دارد بلکه قادر به بهسازی راه حلهای موجود برای یک مساله شناخته شده نیز می باشد که این وجه تمایز دیگری بین تفکرطراحی به عنوان شیوه ای برای حل خلاقانه مساله و دیگر مدلهای متعارف حل خلاقانه مساله است.

تفکر طراحی ترکیبی است از همدلی با مفاد مسئله، خلاقیت در تولید بینش ها و راه حل ها، و عقلانیت در تحلیل و متناسب کردن روش های گوناگون با مفاد مسئله. هدف تفکر طراحی، تطبیق نیازهای مردم با الزامات فنی و تکنیکی و همچنین با استراتژی کسب و کار است.

فرضیه مقدم آموزش تفکر طراحی این است که چگونه افراد و سازمان ها بتوانند مهارت خودشان در حل مسئله را بهبود دهند تا بتوانند برای مسائل دشوار و چند وجهی شان، راه حل های موثر بیابند. طراحی، روشی برای تفکر است که به خصوص توسط مهندسان و آرشیتکت ها به کار گرفته می شود. واژه تفکر طراحی از اینجا سرچشمه می گیرد که به دغدغه های غیر قابل کنترل انسان از طریق طراحی می پردازد.

تفکر طراحی روشی رسمی برای راه حل های عملی و خلاقانه با نیت کسب نتایج بهتر در آینده است. از این رو، تفکرطراحی، تفکری راه حل- محور یا متمرکز بر راه حل است که با تمرکز بر یک هدف (یا یک وضعیت بهتر در آینده) شروع می شود، به جای اینکه یک مسئله مشخص را حل کند. با در نظر گرفتن شرایط کنونی و آتی و پارامترهای یک مسئله، ممکن است که راه حل های جایگزین به صورت هم زمان کشف شود. این نگرش با روش علمی تجزیه گرا – که با تعریف دقیق همه پارامترها برای ایجاد راه حل آغاز می شود- متفاوت است.

تفکر طراحی جنبه های معلوم و هم مبهم موقعیت جاری را مورد شناسایی و بررسی قرار می دهد تا پارامترهای پنهان و مسیرهای باز جایگزین که ممکن است به هدف منجر شوند را کشف کند. از آنجایی که تفکر طراحی، بر مبنای تکرار است، راه حل های آنی پدید آمده این پتانسیل را دارند که مسیرهای جایگزین را مشخص کنند و چه بسا، مسئله نیز دوباره تعریف شود. دانشمندان معمولا بر اساس تجزیه، مسائلشان را حل می کنند و مهندسان بر اساس ترکیب. اما تفکر طراحی هم از تجزیه استفاده می کند و هم از ترکیب. تجزیه یعنی خرد کردن و ترکیب یعنی کنار هم گذاشتن.

تجزیه، فرایندی است که یک کلیت ذهنی و یا عینی را به اجزای تشکیل دهنده اش، تقسیم می کند. ترکیب، فرایندی است که عناصر و اجزای جدا شده را با هم ترکیب می کند تا یک کلیت منسجم را ایجاد کند. تجزیه و ترکیب، مکمل یکدیگر بوده و دست در دست هم باید جلو بروند. هر ترکیبی منتج از تجزیه است و هر تجزیه ای نیاز به ترکیب دارد تا صحت نتایجش را تاکید کند. همچنین تفکر طراحی هم از تفکر واگرا استفاده می کند و هم از تفکر همگرا تا راه حل های ممکن را کشف کند.

تفکر واگرا توانایی ارائه ایده های متفاوت، یکتا و متفاوت در ارتباط با یک موضوع است در حالی که تفکر همگرا توانایی پیدا کردن راه حل درست در مورد یک مسئله داده شده است. تفکر طراحی استفاده از تفکر واگرا برای ایجاد راه حل های (اجرایی یا غیر اجرائی) گوناگون را تشویق می کند و سپس استفاده از تفکر همگرا برای برگزیدن و محقق کردن بهترین راه حل را توصیه می کند. بر خلاف تفکر تحلیلی، تفکر طراحی فرایندی است که شامل ساختن با ایده هاست چه کم باشند یا نه.

تفکر طراحی چیستمراحل تفکر طراحی تفکر

طراحی دارای هفت مرحله است: تعریف، تحقیق، گزینه یابی، طرح اولیه، انتخاب، اجرا و یادگیری. در این هفت مرحله مسائل شکل می گیرند، پرسش های درست را می توان پرسید، ایده ها بیشتری می تواند خلق شود، و بهترین جواب ها می تواند انتخاب شود. این مراحل خطی نیستند، می تواند به طور همزمان انجام شود و یا تکرار شود.

تعریف

– مشخص کنید که چه موضوعی را سعی دارید حل کنید.

– توافق کنید که چه کسی مخاطب شماست.

– پروژه را بر اساس فوریت، اولویت بندی کنید.

– معین کنید که چه چیزی این پروژه را موفق می کند.

– فهرست لغات مورد استفاده را دایر کنید تحقیق

– تاریخ موضوع را بررسی کنید، تمام موانع موجود را مرور کنید.

– نمونه دیگر تلاش هایی که برای حل همین مسئله صورت گرفته است را جمع آوری کنید.

– به حامیان پروژه، سرمایه گذاران و منتقدان پروژه، توجه داشته باشید.

– با کاربر نهایی صحبت کنید زیرا او بهترین ایده های پربار را برای طرح بعدی به شما می دهد

– دیدگاه های مغزهای متفکر را مد نظر داشته باشید.

گزینه یابی

– نیازهای و مشوق های کاربران نهایی خود را تعیین کنید.

– تا آنجایی که ممکن است برای این نیازهای تعیین شده، ایده تولید کنید.

– ایده های تولید شده در جلسه طوفان ذهنی خود را یادداشت کنید.

– درمورد ایده ها، قضاوت و یا بحث نکنید.

– در هنگام جلسه طوفان ذهنی، در هر مقطع از زمان، تنها یک گفتگو داشته باشید.

طرح اولیه

– ایده ها را ترکیب، منبسط و پالایش کنید.

– طرح های چندگانه خلق کنید.

– در جستجوی بازخورد از گروه های گوناگون مردم، شامل کاربران نهایی باشید.

– منتخبی از ایده ها را برای کارفرما، ارائه دهید.

– قضاوت را کنار بگذارید و بی طرفی تان را حفظ کنید.

– طرح های اولیه اجرایی را خلق و ارائه دهید.

انتخاب

– اهداف را بازنگری کنید.

– حس مالکیت و دوست داشتن ایده ها را کنار بگذارید.

– از تلاش برای کسب رضایت عمومی و اتفاق نظر، اجتناب کنید.

– به یاد داشته باشید که عملی ترین ایده الزاما بهترین ایده نیستند.

– ایده های قدرتمند را انتخاب کنید.

اجرا

– شرح وظایف را مشخص کنید.

– برنامه ریزی اجرایی داشته باشید.

– منابع را تعیین کنید.

– وظایف را مقرر کنید.

– اجرا کنید.

– به کارفرما تحویل دهید.

یادگیری

– از مصرف کنندگان، بازخورد بگیرید.

– مشخص کنید که آیا راه حل ها به اهدافشان رسیده اند یا نه.

– در مورد آنچه که می تواند بهبود یابد، بحث کنید.

– موفقیت را اندازه بگیرید؛ داده ها را جمع آوری کنید.

– مستندسازی کنید.

آخرین ویرایش: 1394/04/13
 
 
 
دیدگاه خود را بیان کنید.
 
capt
20:54 - 1395/01/30
0
منبع :

forbusiness.ir