شهــر سوختــهای که ای کاش نمیسوخت!

تصمیم دارم با کمک دوستان بزرگوار و عزیزان زحمتکش سایت، مجموعهای با نام «هویت ایرانی» منتشر کنیم؛ در شمارگانی نامشخص، با بیانی نه آنچنان تخصصی که درکش متخصص رشته و فن را بخواهد و نه کممایه که به زردی گراید.
ازین طریق، آشنا میشویم با پایگاهها و محوطههای معتبر باستانشناسی و تاریخی ایران، یا ایرانشناسی بزرگوار، یا متن و کتابی کهن و نویسنده یا سراینده آن. و این همه با درج منابع صورت میگیرد، تا آنجا که متن مطول و تخصصی نشود. با این رویکرد، هممیهنان در هر رشته و تخصصی و با سطح سواد و اطلاعات بعضاً متوسط هم، خواهند توانست با مشاهیر تاریخ و ادب کشور، با زبانی آسان اما مستدل و محکم، و به راه و رسمی مطمئن و به دور از درازهگویی یا بزرگنمایی، آشنا شود.
امید دارم استقبال عزیزان بنده را بر آن دارد تا علاوه بر نگارشهای خود ـ که نتیجه آموزههای استادان و بحثهای دوستان فرهیخته و پژوهشگران در محافل و گردهماییهای فرهنگی حقیقی و مجازی است ـ گروه بزرگتری از دوستداران فرهنگ و ادب این مرزوبوم را در شناخت بیشتر سرزمینمان و داشتههای فرهنگیمان یاری کنم. شاید که در آخر، به همت «تابناک با تو»، مجموعه این نوشتارها و توضیح هدف نشرشان، به چاپ کتابی سرانجام یابد.
شهــر سوختــهای که ای کاش نمیسوخت!
استان سیستان و بلوچستان دهههاست از پیش از انقلاب اسلامی تاکنون، نامش ـ به دور از انصاف، اما متکی بر کاستیهایی که واقعیت دارند ـ با مواد مخدر، قاچاق، خشکسالی، اشرار و قتل همراه شده است؛ هرچند سالیانی است که تلاش فراوان و همهجانبه، چه از جانب مردم و نهادهای مردمنهاد، چه حاکمیت و دولت، صورت میپذیرد تا این صفاتی که بهراستی برازنده زادگاه رستم، یگانه رادمرد شناسنامه باستانی و حماسی ایرانیان نیست، ازین خطه زدوده شود. توفیق نیافتن شایسته در این امر تاکنون، علل گوناگون دارد. موقعیت جغرافیایی دور، شرایط اقلیمی نامساعد، و مهمتر از همه، مرزی دورودراز با کشورهای افغانستان و پاکستان، که در جولان دادن به اشرار و افراطگرایان و نیز بار آوردن سودای مرگ جوانان بسیاری در جهان، یکهتازند. سطح آموزش و سواد عمومی نیز از دیرباز به علل گوناگون اجتماعی و اقتصادی، اندک و با پیشرفتی کمتر از سایر استانها بوده است.
در این نوشتار سعی میکنیم با آرزوی توفیق روزافزون برای عزیزانی که در راه اعتلای این استان میکوشند و آرزوی بهروزی مردان و زنان دلاور این خطه از سرزمینمان، تاریخ و فرهنگی کهن از گوهرهای ارزنده تاریخ بشریت که زادگاهش سیستان و بلوچستان است را اجمالاً معرفی کنیم؛ شهر سوخته.
در ابتدا شایسته است از استاد گرانقدر، دکتر سیدمنصور سیدسجادی، سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته در پژوهشگاه «پژوهشهای باستانشناسی سیستان» یاد کنم که بیش از یک دهه است، در کشف حقایق این شهر تاریخی بیوقفه کوشیدهاند و این گزارش نیز عمدتاً برگرفته از پژوهشهای این پژوهشگر بنام و گروه علمی تحتنظر اوست. نباید از نظر دور داشت که دکتر سجادی، علاوه بر پژوهش بر شهر سوخته 7000 ساله، در حیطههای دیگری از تاریخ دور ایرانزمین همچون دهانه غلامان (شهر زرنگ دوران هخامنشی)، نیز کوششها و تألیفها و روشنگریها کردهاند.
با تکیه بر نظر باستانشناسان، جنوب شرق ایران به ویژه سیستان و بلوچستان، منزلگاه و مسیر مهاجرت نخستین گروههای انسانی از افریقا به جنوب شرق آسیا بوده است و به این سبب، منطقهای مهم و کلیدی در شکلگیری نخستین جوامع بشری به شمار میآید.
به رغم کمبود پژوهشها در دوران پارینهسنگی ایران، شواهد مستند باستانشناسی قدمت شکلگیری جامعه در این ناحیه را تا حدود 8000 هزار سال پیش نیز تخمین میزند. با آغاز مرحله مدنیت و تمدن که شهرنشینی پیامد آن است، آثار آن در سرتاسر منطقه، همچون تپهها و ویرانههایی خودنمایی میکند و آهسته و پیوسته به سوی ادوار تاریخی متعدد گسترده میشود. به این ترتیب، نقش منطقه در گسترش تمدنهای ایرانی و همچنین انتقال تفکر و اندیشههای متعلق به تمدنهای هند و ایرانی، در زمان پیش از اسلام و نیز در سدههای شکوفایی هنری و تاریخی چهار سده نخستین دوره اسلامی، بسیار فراتر از صرف واسطه است.
شهر سوخته از نمادهای تمدن بزرگ دشت سیستان و از عظیمترین شهرهای باستانی فلات ایران و در حقیقت، آزمایشگاهی بزرگ است در بیابانی کوچک، زیرا مطالعه بقایای فرهنگی منطقه و بررسی تکتک اجزای به دست آمده از این شهر، نه تنها به شناخت آثار و مصالح باستانی منتج میشود، بلکه سیر تحول علوم و فنون گوناگون در فلات ایران را نیز نمایان میکند.
باستانشناسی، جامعهشناسی، بازرگانی بینالمللی، تاریخ تحول ادیان و دورههای پیش و پس از شهرنشینی، سیر تحول معماری و هنرها و فنون سنتی، تاریخ از آغاز تا نگارش، تاریخ پزشکی و علوم وابسته، جانورشناسی، تغذیه، کشاورزی و دامداری و حشرهشناسی، گیاهشناسی و زمینشناسی، فلزگری و سفالگری، جواهرسازی و بافندگی و خراطی، آثار کهنترین نمونه جراحی در جهان، کهنترین نمونه پارچههای موجود و بسیاری دیگر، تنها بخشی از فنون و هنرهایی است که قابلیت مطالعه جدی در این شهر بزرگ را دارند.
پیکرههای گلی جانورانی مانند گراز وحشی و گاوهای کوهاندار، که احتمالاً نمادهایی مذهبیاند، به همراه پیکرههای انسان از کشفیات ارزشمند به دست آمده از این شهرند. نیز کشفیاتی از جمله نخستین چشم مصنوعی در جهان که متعلق به بانویی است ازین شهر، اولین انیمیشن دنیا بر ظرفی سفالی که بزی را در مراحل مختلف حرکت نشان میدهد، شیوه خاص تدفین و مراسم سنتی آن و مثالهای متعدد دیگر، گستره عمیق فرهنگ و تمدن این شهر را که به سببی نامعلوم سوخته و تمدنش فراموش شده بود را بر ما روشن میسازد.
به این ترتیب، به خوبی درمییابیم که در شرقیترین استان سرزمینمان، با چه گنجینه عظیم باستانی با پتانسیلهای علمی و توریستی بینظیر در جهان مواجهیم. پژوهشها و کاوشهای محدود سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور در این منطقه که برای فراهم آوردن بستر مطالعات و پژوهشهای دامنهدار علمی انجام پذیرفته است، نشان میدهد این محوطه باستانی، به احتمال قوی در دورههای نزدیکتر نیز مانند دورههای اشکانی، ساسانی، سلجوقی و ایلخانی و قطعاً در دورههای متأخر اسلامی، مسکونی بوده است.
در اینجا به منظور شناخت کلی شهر سوخته، از یافتههای دکتر سید منصور سیدسجادی و پایگاه بینالمللی میراث فرهنگی مدد میجوییم و مختصراً و منحصراً به هنر جواهرسازی در این شهر میپردازیم.
«شهر سوخته نام تپه یا در حقيقت سلسلهتپههای طبيعی بزرگی، با ارتفاع بين ١٢ تا ١٨متر از سطح زمينهای اطراف خود است که در ٥٦کيلومتری راه بين زابل و زاهدان در استان سيستان و بلوچستان قرار گرفته است... موجودیت آن طی هزارههای چهارم و سوم پيش از ميلاد (7000 سال پیش) مدیون رودخانه پرآب هيرمند و دلتای آن بوده است... شهر سوخته بیشک از شهرهای پيشرفته زمان خود بوده است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی روی سنگ مرمر و سفال و گل و حصير دیده ميشود، بلکه سازماندهی اجتماعی ـ اداری شهر نيز این مدعا را تأیيد می کنند».
جواهرسازی در شهر سوخته
مطالعات باستانشناسی نشان میدهد، مالکیت اشیای گرانقیمت و به اصطلاح امروز لوکس، در زمان باستان جزو افتخارات و ارزشهای مردمان بوده است و همین امر در پیدایی دولتشهرها نقش اساسی داشته است. دولتشهرها، که به دنبال تنظیم روابط اجتماعی بودند، و سلسلههای حکومتی و معابد تحت لوای آنها، بیشترین تقاضا برای به دست آوردن این اشیای ارزشمند را داشتند.
اشیای متنوعی در طول کاوشهای باستانشناسی گورستانهای شهر سوخته پیدا شده است؛ انواع و اقسام پیکرههای کوچک گلی و سفالی و سنگی انسان و جانور، اشیایی از جنس چوب و حصیر، ابزار بافندگی، پارچه و طناب، مهر و اثر مهر، که هریک نقشی خاص داشتهاند. اما بیشتر اشیای زینتی یافتشده در شهر سوخته با سنگهای نیمهبهادار وارداتی چون سنگ لاجورد، عقیق و فیروزه که از معادن دوردست به شهر آورده میشدند، ساخته میشدند که پس از وارد شدن، به دست صنعتگران ماهر تراش داده میشدند و به شمایل شیئی زینتی درمیآمدند یا به صورت بلوکهای تراشیدهشده برای صادرات به آن سوی خلیج فارس و میانرودان (بینالنهرین) به ایستگاههای مبادلاتی موجود در فاصله بین این سرزمینها میفرستادند. سنگهای مرمر و بازالت و آهکی هم برای ابزارسازی و مهرهسازی و ساختن ظروف گوناگون کاربرد داشتند. وجود هزاران قطعه شیء مطالعاتی و موزهای و آزمایشگاهی در شهر سوخته حاکی از ثروت و رفاه بسیار مردمان شهر سوخته و گستره فعالیتهای بازرگانی آنان در وسعتی بیمانند است.
گورستان شهر سوخته به لحاظ ارزش باستانشناسی از غنای بسیار برخوردار است؛ اشیا و لوازم مکشوف در قبرها، به شناسایی درجه فقر و غنا یا طبقه اجتماعی و در برخی موارد شغل و خاستگاه و وابستگیهای جغرافیایی فرد متوفی منتج میشود. لوازم آرایشی و سوزنهای تزئینی و سرمهدانها و اشیای فلزی و استخوانی نیز در این قبرها یافت شده است. مهرههای لاجوردی با پوشش بسیار نازک با قطر یک میلیمتر طلا که به صورت نوار دور مهره کشیده شدهاند نیز از دیگر اشیای کشفشده در گورستان این شهرند. گونههایی از فیروزه، عقیق یمنی، عقیق سلیمانی، طلا، خمیر شیشه، مرمر، پشم، لاجورد، کائولین، فریت در کاوشها یافت شدهاند.
با توجه به حجم فراوان مواد سنگی تراشخورده یافتشده در بخش شمال غربی شهر سوخته میتوان یقین داشت که اکثر مهرهها در خود شهر ساخته شدهاند.
مطالعات پژوهشگران معتبری چون هرمن (1967)، ساریانیدی (1971)، توزی (1974)، مجیدزاده (1366/1982)، کازانوا و دلماس (1990) درباره سنگ لاجورد، نشان میدهد که در هزاره سوم پیش از میلاد، بین شرق و غرب آن روزگار یعنی افغانستان و میانرودان، از طریق ایستگاههای مبادلاتی و راههای ارتباطی و بازرگانی و مراکز توزیع و پخش در فلات ایران، تجارت این سنگ رواج داشته است. بدیهی است که ساخت و تراش این اشیای ارزشمند، حدود 8000 سال پیش از میلاد هم بر چیرگی هممیهنان کهن سیستانی ما بر استخراج سنگهای ذیقیمت از منابع موجود در منطقه صحه میگذارد و هم بر مدیریت و قدرت کمنظیر آنها در بازرگانی در خشکی و دریا و در ایجاد امنیت راهها.
در پایان باید گفت، مسلماً توجه به ویژگیهای مهم فرهنگی سیستان ـ که گوشهای از آن در یک محوطه باستانی ذکر شد ـ در به ثمر رسیدن ظرفیتهای غنی فرهنگی و مادی بکر این بخش از سرزمین مادری مؤثر خواهد بود. امید است زین پس، نام سیستان یادآور عظمت تاریخ این خطه از سرزمینمان و لزوم بازیابی و نوزایی شکوه و قدرت 8000 سالهاش باشد و نه جغرافیایی دور و محل تاختوتاز اشرار.
تابناک با تو




















































